یکی از فصول مشترک معماری و سینما، فضا است. فضا در هر دوی این هنرها به وسیله «شخصیت» ساخته می شود و ویژگی مهم این فضا در جهان امروز، دادن حق انتخاب به تماشاگر است.
مهندس «شادمهر راستین»، سینماگر و مهندس معمار که از سوی دفتر پژوهش های فرهنگی، در خانه هنرمندان با موضوع «معماری، فضا، سینما» سخنرانی می کرد، در این باره گفت: «انتخاب کردن، اولین قدرت انسان در فضای آزاد است. در دوران مدرن به مخاطب اجازه داده می شود همچون یک شخصیت با اراده، انتخاب کند. در این شرایط، این انسان است که به عملکرد و استفاده از فضا در معماری تعریف می بخشد و هم او در درک فیلم و سینما، مشارکت می کند. در نتیجه معمار امروز سعی می کند بنایی طراحی کند که دعوت کننده باشد و نه مقهور کننده. در سینما نیز کارگردان خود را از سینما حذف می کند. از لانگ شات استفاده می کند و تماشاگر را مختار می گذارد که درام را خودش در صحنه بسازد و اگر تمایل داشت با قهرمان یا شخصیت فیلم، هم ذات پنداری کند.»
او هدف از امکان انتخاب در فضای معماری و سینما را گفت و گو، مشارکت و آشنایی دانست و گفت: «فضای عمومی، فضایی غیر از فضای خصوصی (خانه) و فضای دولتی (ادارات، محل کار) است. همه هنرها، از جمله هنر معماری و سینما در پی کشف و شناخت این فضا هستند چرا که انسان در این فضا ابعاد مهم و پیچیده ای از شخصیت خود را بروز می دهد یا شکل می دهد که نه در فضای خصوصی می گنجد و نه در فضای دولتی. حوزه های عمومی مکان هایی مانند تماشاخانه ها، پیاده روها، پاتوق ها و … است. در ایران فضاهای عمومی بسیار محدود است. این امر، انسان انتخاب گر عصر جدید را دچار مشکل می کند. این کمبود فضاهای عمومی، هم در معماری ما و هم در سینمای ما تاثیر گذاشته است و فضاهای خصوصی و دولتی را نیز دچار اختلال کرده است. در نتیجه از فرد ایرانی در هر یک از این مکان ها، رفتارهایی سر می زند که به هیچ کدام از این حوزه ها تعلق ندارد.»
بررسی تاثیر معماری بر سینمای اکسپرسیونیست
معماری و سینما هر دو به ایجاد فضا و روح زندگی میپردازند و در فرآیند ادراک فضا، هر دو هنر به اصول مشترکی پایبندند. مصالح معماری عموما مادی و واقعی است و مصالح سینما صوری و خیالی … اگرچه در معماری های اخیر نیز مواردی از قبیل فرا سطح ، فرا فضا و واقعیت های مجازی ، معماری نیز زاه پر پیچ و خم خیال و تصور را به سختی می پیماید و وجوه مشترک معماری و سینما در استفاده از ابزار نوین دیجیتالی برای عینیت بخشیدن به تصورها و تجربه های ما از فضای شهری نیز بر هیچ کس پوشیده نیست.
وقتی معماری به عنوان عام ترین شکل هنر با سینما ارتباط برقرار میکند، جذاب ترین پیوند هنری رخ می دهد.
در گروهی از فیلم های اکسپرسیونیستی ، معماری تاثیری عمیق و موشکافانه داشته است و در گروهی دیگر از قبیل متروپلیس و دونده روی تیغ تصاویر خیالی شهرها ، فیلم را تشکیل داده اند و سینما تحت تاثیر عظیم و شگرف معماری قرار دارد. معماری با ایجاد فرمهای غیر عادی، راهروهای پیچ در پیچ، فضاهای بغرنج، پله های ترک خورده ، بازی با نور و نقاشی های گوناگون، در ایجاد هیجان در فیلم های اکسپرسیونیستی تاثیر شگرفی داشته است. نوشتار فوق به بررسی و معرفی اکثر فیلم های اکسپرسیونیست آلمان و تاثیر معماری بر آنها و همچنین به بررسی تعداد معدودی از فیلم های بعد از سینمای اکسپرسیونیست آلمان که تا حدودی ریشه های اکسپرسیونیستی دارند، می پردازد.
در ابتدا باید به معنی اکسپرسیونیسم نظری بیفکنیم، ریشه اکسپرسیونیسم ابتدا در نقاشی (۱۹۱۱) و سپس به سرعت در هنرهای دیگر ، از قبیل تئاتر، ادبیات و معماری رشد یافت و شکوفا شد. گر چه در معماری، اکسپرسیونیسم به سال ۱۸۸۴ و گارهای گائودی بر میگردد.
ادامه مطلب
در سالهای اخیر به خصوص در هنگام زلزله از پیشرفت قابل ملاحظه ای برخوردار بوده . جامعه مهندسی كشور ما نیز در بخش مشاوره (طراحی سازه ها) از این خوان دانش به مدد حضور آیین نامههای طراحی به روز و ابزارهای قدرتمند نرمافزاری وارداتی، بهرهمند شده است. این موضوع در مراحل اول و دوم مطالعات طراحی به خوبی رخنمون داشته اما در اجرا متاسفانه فاصله قابل توجهی میان دانش نیروهای بخش طراحی با دانش نیروهای فنی دستگاه های نظارتی و پیمانكاران به وجود آمده كه خود عامل مهمی در برآورده نشدن كیفیت مناسب در هنگام اجرای سازهها شده است. البته این نكته نیز دور از ذهن نماند كه گاهی اوقات نیز فاصله مذكور به طور معكوس و به دلیل عدم آگاهی بخش طراحی از روشها و ظرفیتهای موجود در صنعت ساخت و ساز به طرحهایی با قابلیت های اجرایی پایین ختم گردیده است. مقاله حاضر به چند نكته از هر دو حیطه مورد اشاره در ارتباط با طراحی و اجرای پلهای بتن مسلح می پردازد.
قطع پیوستگی آرماتور دورپیچ در ناحیه تشكیل مفصل خمیری در پای ستونهای پلبرای استهلاك انرژی زلزله آیین نامه ها اجازه می دهند نواحی از پیش تعیین شدهای در سازهها دچار تغییر شكلهای خمیری با حفظ سختی، مقاومت و شكلپذیری در چرخه های رفت و برگشتی امواج زلزله گردند. در پلها این نواحی بطور معمول در زیر سازه (پایه ها) انتخاب می گردند. بطور خاص در ستونهای بتنی پایهها این تغییر شكلها در پای ستونها و در طول ناحیه تشكیل مفصل خمیری اتفاق می افتند. به منظور تامین شكل پذیری لازم در مناطق با خطر لرزهای زیاد، آیین نامهها همپوشانیoverlap آرماتورهای دور پیچ در ناحیه تشكیل مفصل خمیری در پای ستون را ممنوع كردهاند. اما در شكل ذیل مشاهده می گردد كه جدا از مساله همپوشانی ، پیمانكار برای سهولت اجرا و به دلیل عدم آگاهی از این نكته اصولی، حتی آرماتورهای دورپیچ را هنگام اجرای فونداسیون درست در پای ستون قطع نموده است. انقطاع ایجاد شده باعث كاهش تنشهای محصور كننده در پای ستون شده و عامل بسیار مهمی در كاهش قابل توجه شكل پذیری و ناپایداری پایه پل در هنگام زلزله خواهد بود.
وصله آرماتور طولی در ناحیه تشكیل مفصل خمیری در پای ستونهای پل
بر اساس فلسفه مورد اشاره در قسمت قبل و مطابق مقررات آیین نامه ها وصله آرماتور طولی ستون فقط در ناحیه نیمه میانی ارتفاع ستون مجاز می باشد. لازم به توضیح است كه حداقل طول وصله 60 برابر قطر آرماتور طولی بوده و باید ضوابط دورپیچی ویژه برای آن اعمال گردد. متاسفانه در شكل زیر مشاهده می گردد كه وصله آرماتور دقیقاً در ناحیه غیر مجاز ستون قرار گرفته و آرماتورهای دورپیچ نیز در فونداسیون قطع شدهاند. موضوع اخیر از مهمترین عوامل خرابیهای مشاهده شده در زلزله ها در اكثر نقاط دنیا می باشد.

عدم تامین طول لازم برای نشیمن تیرهای بتن مسلح پیش ساخته عرشه پل

جانمایی نادرست نئوپرن در زیر تیرهای پیش ساخته عرشه پل
مطابق ضوابط آیین نامه ها، محور نئوپرنهای چهارضلعی به دلیل جلوگیری از اعمال فشار غیر یكنواخت خارج از محور باید بر محور تیر منطبق بوده و اضلاع آن به موازات اضلاع تیر باشند. متاسفانه در شكل زیر مشاهده می گردد كه هر دو مورد فوق در هنگام جانمایی نشیمنها رعایت نشده و نئوپرنها با خروج از مركزیت قابل توجه نصب شدهاند. این موضوع منجر به كاهش عمر مفید بهرهبرداری از نئوپرن و ایجاد تنشهای قابل توجه در انتهای تیر می گردد.

عمل آوری نامناسب بتن عرشه و ایجاد تركهای انقباضی
در برخی موارد مشاهده می گردد كه پیمانكاران برای عمل آوردن بتن دال عرشه از پهن نمودن گونی و مرطوب كردن آن استفاده می نمایند. در صورت وزش باد و با توجه به وجود منافذ باز در سطح گونی، در عمل رطوبت آب به سرعت تبخیر شده و در نتیجه ترك های سطحی فراوانی در سطح دال ایجاد می گردند. شكل زیر به وضوح این مساله را نشان می دهد. تركهای مذكور باعث نفوذ مواد خورنده به سطح آرماتورهای دال با پوشش كم شده كه به دنبال آن خوردگی آرماتور، پكیدن بتن اطراف آن و كاهش عمر مفید بهرهبرداری از پل به وقوع می پیوندد. به عنوان یك راه حل پیمانكاران می توانند بجای گونی یا همراه آن از نایلون های پلاستیكی استفاده نمایند به طوری كه بخار آب در زیر پلاستیك محبوس شده و باعث عملآوری بتن دال عرشه گردد. به علاوه عملیات بتنریزی زمانی انجام شود كه سرعت باد كم بوده و تابش شدید خورشید وجود ندارد.

اجرای نامناسب درزهای انبساط

اجرای نامناسب نرده های پل
نرده های پل ها به طور معمول دارای پایه های فولادی جعبه ای شكل در فواصل معین می باشند كه توسط صفحه ستون به بتن پیاده رو اتصال می یابند. در شكل زیر مشاهده می گردد كه به دلیل عدم پیش بینی فاصله مناسب بین سطح بتن نهایی و صفحه ستون به منظور گروتریزی و تنظیم آن، نصب پایه دچار مشكل شده و پیمانكار مجبور شده است از صفحات پوششی پركننده برای تامین فاصله استفاده نماید. این موضوع باعث كاهش مقاومت پایه فولادی در هنگام ضربه وسایل نقلیه می گردد.

یكی از مساله سازترین قسمتهای پلها در زمان بهرهبرداری، درزهای انبساط پل می باشد. هر یك از ما روزانه چندین بار ضربه وارد بر اتومبیل خود را در هنگام عبور از همین درزها تجربه می نماییم . در شكل زیر یك نمونه درز انبساط در حال اجرا نشان داده شده است. زمان اجرای درزهای انبساط بطور معمول همزمان با بتن ریزی دال می باشد، در این هنگام با توجه به دقت كم لحاظ شده در اجرای درز انبساط و همچنین عدم وجود آسفالت پوششی، رویه درز و بتن اطراف آن دارای پستی بلندی هایی خواهد شد كه در هنگام اجرای آسفالت امكان اصلاح آنها وجود نخواهد داشت. لذا توصیه می گردد محدوده درز انبساط تا زمان اجرای آسفالت پل، بتن ریزی نشده و در هنگام اجرای آسفالت با تنظیم مناسب درز و آنگاه ریختن بتن مرحله دوم از هم تراز بودن سطح درز و آسفالت اطمینان حاصل گردد. به علاوه از اجرای درزهای فولادی با پروفیل و ورق پوششی به دلیل شكست جوشهای اتصالی و ایجاد مشكلات فراوان احتراز شده و به جای آنها از درزهای لاستیكی مسلح استفاده شود.
در پلهای متشكل از عرشه با تیرهای بتن مسلح پیش ساخته در كشورمان استفاده از تكیه گاه نئوپرن الاستومری برای نشیمن تیرها در محل كولهها و پایه ها بسیار رایج می باشد. انتظار می رود در هنگام زلزله، تغییر مكان طولی پل به دلیل عدم وجود میرایی در این نوع نشیمنگاهها قابل توجه باشد. لذا آیین نامهها مقرر میدارند كه طول نشیمن عرشه بر روی كوله و پایه پل از حداقل میزانی برخوردار باشد. این مهم به دلیل جلوگیری از سقوط عرشه از روی كوله و پایه به داخل دهانه میباشد. متاسفانه در شكل زیر مشاهده میگردد كه طول مذكور رعایت نشده است. در حالیكه این موضوع در هنگام تهیه نقشه های اجرایی و زمان اجرای كوله به راحتی و با تامین براكت در دیواره كوله امكان پذیر بوده است.
http://www.civilmaster.ir/fa/articles/22-articles/129-civilmaster.html
این مقاله در مورد رفتار لرزه ای و طراحی لرزه ای دیوارهای برشی فلزی مرکب است . دیوار برشی فلزی مرکب یک صفحه فلزی جوش شده به ستون های عمودی و تیرهای افقی است. که در یک یا دو طرف آن دیوار بتنی مسلح قرار دارد و فولاد و بتن به وسیله یک سری رابط های مکانیکی (پیچ یا گل میخ) به هم متصل شده اند و تشکیل یک دیوار برشی مرکب را داده اند .
دیوار برشی مرکب در تعداد کمی از ساختمان های آمریکا و ژاپن مورد استفاده قرار گرفته است . این دیوارها برای ساختمان های با اهمیت زیاد که پس از وقوع زلزله اهمیت خاص دارد و وقفه در بهره برداری از آنها بطور غیر مستقیم موجب افزایش تلفات و خسارات در نواحی زلزله زده می شود مانند بیمارستان ها ارائه و مورد بحث قرار گرفته است.
به تازگی دو نمونه از دیوارهای برشی های مرکب در دانشگاه کالیفرنیا مورد آزمایش و مطالعه قرار گرفته است که نتایج آزمایشات به صورت خلاصه در این مقاله آمده است.
مقدمه
سیستم مهاربندی جانبی که در این مقاله معرفی شده است از یک دیوار برشی فلزی (SSW) به همراه دیوار بتنی مسلح که در یک یا دو سمت صفحه فلزی قرار می گیرد، تشکیل شده است . پیوند دیوار بتنی و صفحه فلزی بوسیله رابطه ای مکانیکی مثل گل میخ برشی یا پیچ تامین می شود.
در ضوابط لرزه ای آیین نامه AISC این سیستم مهار بندی به نام دیوار برشی فلزی مرکب (Composite Steel Plate Shear Walls) و یا به اختصار C-SPW معرفی شده است و این سیستم در سال های اخیر در بعضی از ساختمان های بلند و یا در سازه های با اهمیت زیاد همچون بیمارستان ها بکار رفته و این پدیده نوین به سرعت رو به گسترش می باشد.
در این مقاله اطلاعات کلی از دیوار برشی فلزی مرکب، موارد استعمال ، رفتار لرزه ای، نتایج آزمایشات انجام شده بر روی دو نمونه از دیوارهای برشی مرکب و توصیه هایی در مورد طراحی این سیستم جدید در سازه های با مهاربند جانبی بیان شده است
اجزای اصلی یک دیوار برشی فلزی مرکب
یک دیوار برشی مرکب از دیوار برشی فلزی، دیوار بتنی، رابط های برشی، تیر و ستون های مرزی، اتصالات دیوار برشی فلزی به تیر و ستون های مرزی و اتصالات تیر به ستون تشکیل شده است که در ادامه به معرفی این اجزا و نقش آنها در کل سیستم پرداخته می شود.
دیوار برشی فلزی
نقش اصلی صفحه فلزی در دیوار برشی مرکب تامین مقاومت و سختی و همچنین مشارکت در محدود کردن اندازه لنگر واژگونی است . در دیوار برشی فلزی برش طبقه توسط توسعه عمل میدان کششی قطری تحمل می شود ولی در دیوار برشی فلزی مرکب دیوار بتنی با مهار کردن صفحه فلزی و جلوگیری از کمانش آن باعث بالا رفتن ظرفیت برشی دیوار برشی فلزی، تا حد تسلیم در برش می شود . البته دیوار بتنی نیز در تحمل مقداری از برش طبقه مشارکت می کند.
این عضو معمولا یک صفحه فلزی نسبتا نازک است ولی صفحات نازکتر از 3.8 in به دلیل مشکلات در حمل و نقل، ساخت و نصب توصیه نمی شود. همچنین صفحات نازک برای عملکرد مناسب احتیاج به تعداد زیادتری رابط های برشی دارد تا کمانش صفحه را تا تسلیم در برش به عقب بیندازد.
دیوار بتنی مسلح
دیوار بتنی مسلح می تواند در یک یا دو طرف یا بین دو دیوار برشی فلزی (ساندویچی) قرار داشته باشد. در همه این موارد دیوار بتنی به واسطه تشکیل میدان فشاری قطری در سختی و مقاومت برشی سیستم مشارکت می کند و بخاطر وجود آرماتور در دیوار اندکی شکل پذیر است.
دیوار بتنی می تواند در محل اجرا یا یه صورت پیش ساخته استفاده شود ولی در هر صورت نقش اصلی آن ممانعت از کمانش دیوار برشی فلزی قبل از رسیدن به نقطه تسلیم برشی است . این عمل بوسیله پیوند صفحه فلزی و دیوار بتنی با رابطهای برشی انجام می شود.
رابط های برشی
رابط های برشی عمل اتصال عناصر فلزی دیوار مرکب را به بتن انجام می دهند . برای دیوار بتنی که در محل اجرا می شود از گل میخ های برشی که به صفحه فلزی جوش می شود استفاده می کنند . البته امکان استفاده از دیگر اتصال دهنده های برشی مثل استفاده از پروفیل ناودانی وجود دارد ولی ممکن است نسبت به گل میخ مقرون به صرفه نباشد. آزمایشات دیوار بتنی مرکب نشان داده که در بعضی موارد، گل میخ های برشی به دلیل کمانش موضعی صفحه فلزی علاوه بر برش در معرض کشش نیز قرار می گیرند. در دیوار بتنی پیش ساخته، پیچها می توانند عمل اتصال دیوار بتنی و دیوار برشی فلزی را انجام دهند.
ستونهای مرزی
از جمله وظایف ستون های مرزی کنترل لنگر واژگونی توسط بار ثقلی ستون های اطراف دیوار برشی مرکب می باشد . همچنین ستون ها، یک نقطه مهار برای عمل میدان کششی قطری صفحه فلزی و یک عضو باربر برای عنصر فشاری قطری دیوار بتنی هستند . در سازه های با ستون های نسبتا بزرگ ستونها می توانند مقدار قابل توجهی از برش طبقه را نیز منتقل کنند.
تیرهای مرزی
تیرهای فوقانی و تحتانی دیوار برشی مرکب همچون ستون های مرزی نقش مهار کننده برای عمل میدان کششی صفحه فلزی و یک عنصر باربر برای عضو فشاری قطری دیوار بتنی را دارد . به دلیل لنگر واژگونی، تیرها در معرض جریان برشی نسبتا بزرگی در انتهای شان هستند . این تیرها علاوه بر نیروهای فوق، بارهای ثقلی منتقل شده از کف را نیز تحمل می کنند.
اتصال دیوار برشی به قطعات مرزی
دیوار برشی فلزی بوسیله پیچ یا جوش به تیر و ستون های مرزی متصل می شود . نقش اصلی این اتصالات انتقال برش و کشش می باشد . همچنین امکان اتصال دیوار بتنی بوسیله رابط های مکانیکی به اجزای مرزی وجود دارد . این رابط ها، نیروی برشی وارد بر دیوار بتنی را منتقل می کنند.
اتصال تیر به ستون
این اتصالات نقش بزرگی را در عملکرد دیوار بازی می کنند . در سیستم های دوگانه جایی که قاب فلزی یک سیستم پشتیبان برای دیوار برشی مرکب است اتصالات باید اتصال خمشی باشد.

شکل( ١) اجزای اصلی دیوار برشی مرکب
برخی از مزایای استفاده از دیوار برشی فلزی مرکب
۱- یک دیوار برشی مرکب نسبت به دیوار برشی بتنی با ظرفیت برشی مشابه و احتمالا سختی برشی بیشتر دارای ضخامت و وزن کمتر است . سطح مقطع کوچکتر به لحاظ معماری چه از نظر نما و چه از نظر سطح مفید ساختمان، بسیار مفید می باشد و وزن کمتر دیوار برشی مرکب باعث کاهش نیروی لرزه ای و در نتیجه کوچکتر شدن ضخامت پی (فونداسیون) و دیوارها می شود.
۲- برای ساخت دیوار برشی مرکب می توان آن را در محل اجرا یا از قطعات پیش ساخته استفاده کرد . از آنجا که دیوار برشی فلزی می تواند سختی و پایداری لازم را در مدت ساخت و نصب تامین کند امکان ساخت دیوار بتنی مسلح مستقل از ساخت اسکلت فلزی و در خارج از شرایط کارگاهی وجود دارد که در این صورت باید به صفحه فلزی پیچ شود.
۳- در دیوار برشی فلزی، برش طبقه بوسیله عمل میدان کششی قطری صفحه فلزی بعد از کمانش ناشی از فشار قطری تحمل می شود . در دیوار برشی مرکب، دیواربتنی از کمانش قبل از تسلیم صفحه فلزی جلوگیری می کند . در نتیجه صفحه فلزی تا تسلیم در برش در مقابل برش طبقه مقاومت می کند که نسبت به نقطه تسلیم کششی قطری بزرگتر است.
۴- در دیوار برشی مرکب پس از وقوع زلزله های متوسط با فراوانی بالا، کمانش دیوار برشی فلزی و ترک های دیوار بتنی افزایش می یابند که نیاز به تعمیرات دارند. این گونه تعمیرات اگر چه به لحاظ سازه ای گران نمی باشد ولی از نظر عدم امکان سکونت در مدت تعمیرات هزینه بالایی دارد.
۵- دیوار بتن مسلح در دیوار برشی مرکب نقش عایق رطوبت و صدا را نیز داشته و همچنین پوشش نسوزی را برای دیوار برشی فلزی نیز ایجاد می کند.
|
مثالی از کاربرد دیوارهای برشی فلزی مرکب
شکل (٢) مدهای اصلی شکست دیوار برشی فلزی مرکب
شکل ( ٣) اتصالات صفحه فلزی به تیر و ستون های مرزی شکل
( ٤) نیروی کششی در رابط های برشی |
هدف اصلی این پروژه آزمایشگاهی، انجام آزمایش های بارگذاری تناوبی بر روی دو نمونه از دیوارهای برشی مرکب می باشد تا نظرات و توصیه های طراحی و مدل سازی بهبود پیدا کند . دو نمونه دیوار برشی مرکب، سیستم با بر جانبی ترکیبی می باشند که در آن ها دیوار برشی مرکب در میان قاب خمشی قرار گرفته اند.
تنها تفاوت میان دو نمونه دیوار پیشنهاد شده در این مقاله این است که در یکی از نمونه ها یک درز بین دیوار بتنی و تیرها و ستون های اطراف پانل آن وجود دارد ولی در نمونه دیگر هیچ درزی وجود ندارد و بتن به طور مستقیم در معرض بارهای وارده از تیرها و ستون های اطراف پانل می باشد . همانگونه که در ادامه نشان داده می شود، همین تفاوت به ظاهر ساده، منجر به تفاوت قابل توجهی در عملکرد دیوار همانند شکل پذیری و کاهش آسیب پذیری شده است.

شکل( ٥) نمایی از دیوارهای برشی مرکب با درز و بدون درز
نمونه های آزمایشی
نمونه های آزمایش عبارت هستند از یک قاب دو طبقه یک دهانه که با مقیاس 0.5 ساخته شده اند. نمونه ها خواص مشابه و یکسانی دارند به جز اینکه یکی از نمونه ها دارای درزی به اندازه 1.25 اینچ اینچ بین دیوار بتنی و تیرها و ستونهای فولادی تعبیه شده است. ورق فولادی مورد استفاده در نمونه ها از نوع A36 است . تیرها و ستونها از نوع فولاد A572 هستند . دیوار بتنی در نمونه ها یک دیوار بتنی پیش ساخته است که به وسیله پیچهای A325 با قطر 0.5 اینچ به ورق فولادی متصل شده است.
بتن مورد استفاده در نمونه ها دارای Fc=4000 psi می باشد. دیوار بتنی پیش ساخته در آزمایشگاه قالب گیری و ساخته شد و اتصالات تیر به ستون در نمونه ها از نوع اتصالات خمشی است.
ادامه مطلب
| نکاتی در طراحی ساختمانهای بتنی با فاب خمشی توسط ETABS | |
|
| مقالات |
| نوشته شده توسط زابل عباسی |
| پنجشنبه ، 30 آذر 1385 ، 03:30 |
|
![]()
W = (0.60/0.80) x 2400=A وزن واحد حجم اصلاح شده تیر |
انسان و فضای معماری
معماری اجتماعیترین هنر بشری است. به غیر از دوران گردآوری خوراك، حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظهای از زندگی روزمره آدمیان غایب نبوده و نخواهد بود.
بشر نیازمند فضایی است كه او را در مقابل تأثیرات محیط محافظت نماید. این نیاز از ابتدای زندگی تا به امروز تغییر چندانی نداشته است. این فضای محافظ یا همان فضای معماری، مركزی است كه بر مبنای آن تمامی ارتباطات فضایی شكل یافته و سنجیده میشوند. ارتباطات فضایی بین افراد، سیستمی است پیچیده از تمایل به نزدیكی، فرار، نادیده گرفتن، توجه نكردن و ... ، به این دلیل فضای معماری نمیتواند تنها با توجه به فضایی ریاضی طرح شده باشد، بلكه لازم است طرح فضا به ترتیبی باشد كه تمامی ارتباطات اجتماعی ـ روانی انسانها تقویت شوند یا اینكه لااقل برای آنها مزاحمتی ایجاد نشود.
مفهوم فضای ساخته شده یا فضای كالبدی به معنای كلیه شكلهای كالبدی قابل لمسی كه انسانها به وجود میآورند و یا تغییر شكلهایی كه در همین زمینه اعمال میكنند، میتواند به صورت یك مفصل بین فضای كالبدی ـ طبیعی و فضای زیستی انسانها تعریف شود. این فضا نقطه شروع انسان برای شناخت محیط است.
فضای معماری به بیانی توصیف مادی مكان یا ظرفی است كه در آن بخشی از فعالیتهای مربوط به زندگی بشر صورت میپذیرد. بنابراین فضای معماری با زندگی رابطهای ناگسستنی دارد. انسان هنگامی كه از رحم مادر جدا میشود، در فضایی جدید قرار میگیرد كه همان فضای معماری است. انسان در فضای معماری زندگی میكند، به فضا فكر میكند و فضا را خلق مینماید. معماری هنر به نظم درآوردن فضاست و انسان نمیتواند قبل از آنكه افعال خود را منظم كرده و به زندگی خود نوعی سازمان بخشیده باشد، فضا را به نظم درآورد.
رابطه انسان با فضای معماری رابطهای است روزمره كه بخش مهمی از زندگی او را در بر میگیرد. این رابطه پیچیدهتر از رابطه انسان با فضای هنری نقاشی و مجسمه سازی است، زیرا انسان این فضا را از درون نیز تجربه میكند. از این رو بعد از قرنها، هنوز مسأله اصلی معماری، فضا و زندگی و چگونگی ارتباط بین این دو است. فضای معماری كه اصلیترین وجه معماری است، از طریق اصلیترین وجه زندگی یعنی خلاقیت میتواند ایجاد شود. با اینكه فضای معماری به فضای زندگی انسانها مربوط است، ولی این ارتباط از فرمول خاصی نتیجه نمیشود. فضای زندگی بصورت الگویی از پیش تعیین شده، در جهان ایدهآلها وجود ندارد، بلكه بایستی ایجاد شود و معمار مسؤول ایجاد آن است.
منبع:http://ems-memar.blogfa.com/
نگاهی به وضعیت معماری معاصر
عوامل گوناگونی بر روند پیشرفت جوامع بشری موثرند که از آن جمله میتوان به عواملی نظیر: اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست، پیشرفتهای علمی، فلسفه و... اشاره کرد که همگی این عوامل بر دگرگونیهای هنر و معماری نیز بسیار موثرند؛ این تحولات در معماری، آنگونه که چارلز جنکز (منتقد شهیر معاصر)، از آن یاد می کند با دوره مدرن آغاز می شود و سپس با دو دوره پست مدرن و لیت مدرن پی گرفته می شود.
مدرنیسم در معماری، پس از انقلاب صنعتی و از حدود سال 1920 م آغاز می شود؛ بهلحاظ شناختشناسانه معماران مدرن به یک سبک جهانی و شاید بتوان گفت به نوعی بی سبکی معتقد بودند. در معماری مدرن فرم، ناشی از «عملکرد» است. ساختمان حاصل از سبک در معماری مدرن دارای صراحت بیان است، فرم انتزاعی و دارای خلوص و سادگی است. از آنجا که معماری مدرن نفی کننده تاریخ است، لذا ضد هر گونه تزئینات، تمثیل و استعارهای است که رجعتی به تاریخ قلمداد شود. در حقیقت معماری مدرن بر اساس اصالت برنامه شکل می گیرد و در آن عملکرد، نقش مهمی را ایفا میکند؛ بدین معنی که سازماندهی فضایی پروژه تحت تاثیر مستقیم اقتصاد قرار دارد و پروژه بر مبنای اقتصادی ترین وضیعت عناصر برنامه به وجود می آید و فرم، صورت اقتصادی طرح است! فرم، عنصری جبری است که ناشی از عملکرد و برنامه است و زیباییشناسی آن زیبایی ماشینی و منتج از فناوری است.
پس از سال 1960م، دو گرایش جدید پست مدرن و لیت مدرن، رخ مینمایند، هر یک دارای گرایش های مجزایی هستند، حتی ادامه تفکرات این سبکها تا سال های اخیر هم قابل پی گیری است. در اندیشه معماران پست مدرن، سبک به صورت دوگانهای به وجود می آید و دارای ظاهری عامه پسند و طرفدار عقاید جمع است. معماران این دوره که دیگر معماری مدرن را کارآمد و آرمانی نمییابند، با رجعت به گذشته و تاریخ معماری، نشانههایی را از آنها در معماری خود مورد استفاده قرار میدهند.
در معماری پست مدرن نئوکلاسیک، برنامه طرد میشود و فرم فارغ از برنامه شکل میگیرد؛ در واقع این فرمها هستند که مساله اصلی معماری را تعریف می کنند. فرمهای اسطورهای ولی بیزمان. این معماری با برداشتهای تاریخی و استفاده از الگوهای کلاسیک نظیر تقارن، تعادل، تبدیل کثرت به وحدت و... فرمهای انتزاعی را خلق میکند که برنامه و عملکرد در ادامه درون آن گنجانده میشود. برای معمار پست مدرنیست علیالسویه است که یک کتابخانه طراحی شود یا یک موزه، یک مدرسه یا یک کارخانه، او تصویر سازی کرده، تمثیلها و استعارات تاریخی را از متن موجود برداشت میکند، به طرزی مملو از تزیینات آلی و کاربردی، سپس در نهایت، عملکرد در قالب فرمال ریخته میشود و شکل میگیرد، حتی به قیمت تغییراتی در برنامه!
اندیشه «لیتمدرن» معتقد به سادگی ناخودآگاه است؛ «معمار لیتمدرن»، واقع بین است و معتقد به هر فرمی است که حاصل آید. ساختمان حاصل از این سبک دارای فرمی تندیس گونه است، فرمی رمزآلود با تکرار فوقالعاده و خلوص! این بناها در عین سادگی، پیچیده هستند و دارای دوگانگی و اشاراتی مبهم. معماران لیتمدرن همانند اسلاف خود با تمثیل و استعاره مخالف هستند لیکن، طراحی آنها به گونهای است که با ساختمان و سازه بهمانند تزئینات برخورد میشود؛ بناهای این سبک بسیار پرزرق و برق و تکنیکی است، قسمت اعظم زیباییشناسی آنها نتیجه زیبایی ماشین است البته با تعابیری نو از آن....
در سالهای اخیر گرایشهای جدیدی را در معماری شاهد هستیم که تقریبا همه آنها منتج از این سه جریان عمده هستند که بعضی از آنها را میتوان به طور مشخص به عنوان سبکی خاص نام ببریم؛ اما تکثر طرز تفکرات حاکم بر معماری امروز جهان به حدی است که می توان با توجه به اندیشه، نحوه طراحی، گرایش و موضعگیری معماران نسبت به معماری، سبکی خاص را برای هر معمار قائل شد، به طور مثال سبکی که برای معماری فرانک گری قایل هستیم یا سبک معماری افرادی نظیر آیزنمن و یا دانیل لیبسکیند کاملا متفاوت است و آنها را نمیتوان در یک قالب گنجاند و در عین حال نمی توان نام یک سبک خاص را بر روی آنها گذاشت بلکه هریک از آنها بر اساس اندیشه و استراتژی خود دارای سبکی منحصر به خویش هستند. البته ممکن است سبک کاری آنها توسط افراد دیگری مورد استفاده و اقتباس قرار گیرد.
در ایران نیز، علیالخصوص در دهه اخیر، رویکردهایی خاص به معماری شکل گرفته است که در نگاهی عام میتواند به صورت یک رستهبندی کلی، حضور و نوع نگاه به معماری را در بین گروههای مختلف مطرح در کشور را طبقه بندی کرد؛ طبقهبندی این چنینی هرچند تا به حال شکل نگرفته (یا جدی گرفته نشده است!)، ولی کاملا در درک معماری و ساخت و ساز معاصر ایران میتواند راهگشا باشد.
برگرفته از سایت آرونا

ادامه مطلب
ورق پلی كربنات از محصولاتی است كه با وجود اینكه در خارج از كشور بیش از چند دهه مورد توجه و علاقه مهندسان ساختمانی است ، اما در ایران به تازگی در آرشیو فنی دفاتر ساختمانی و مشاوران یافت می شود. این محصول كه در انواع تك و چند جداره و در رنگ های مختلف تولید می شود، دارای ویژگی هایی است كه آ ن را به گزینه بسیار مناسبی برای جانشینی شیشه در نورگیرها تبدیل می كند. شیشه از معدود محصولات ساختمانی است كه نه تنها در زمان زلزله كه پس از آن نیز در روند حركت و امداد رسانی اخلال ایجاد می كند و جان انسان ها را با خطر روبرو می سازد. سبكی وزن ورق پلی كربنات كمتر از نصف وزن شیشه در ضخامت برابر، مقاومت بالا در برابر شكست بین 100 تا 250 برابر شیشه و مقاومت در برابر اشعه ماورای بنفش كه عامل اصلی سرطان پوست و رنگ پریدگی مبلمان داخلی و نورگیر است ، ورق های پلی كربنات را در زمره مصالح مقاوم در برابر زلزله قرار می دهد . انواع چند جداره پلی كربنات نیز كمك شایانی در بهینه سازی مصرف سوخت می كند و البته لایه مقاوم در برابر اشعه ماورای بنفش UV پلی كربنات ، آن را برای چندین سال در برابر رنگ پریدگی و تخریب محافظت می كند.
منبع http://www.urmiacivil.mihanblog.com
لایتراکان ،Litracon Light Transmitting Concrete ، بتن عبور دهنده نور، امروزه به عنوان یک متریال ساختمانی جدید با قابلیت استفاده بالا مطرح است. این متریال ترکیبی از فیبرهای نوری و ذرات بتن است و می تواند به عنوان بلوک ها و یا پانل های پیش ساخته ساختمانی مورد استفاده قرار گیرد. فیبر ها بخاطر اندازه کوچکشان با بتن مخلوط شده و ترکیبی از یک متریال دانه بندی شده را تشکیل می دهند. به این ترتیب نتیجه کار صرفا ترکیب دو متریال شیشه و بتن نیست، بلکه یک متریال جدید سوم که از لحاظ ساختار درونی و همچنین سطوح بیرونی کامل همگن است، به دست می آید.
فیبر های شیشه باعث نفوذ نور به داخل بلوک ها می شوند. جالب ترین حالت این پدیده نمایش سایه ها در وجه مقابل ضلع نور خورده است. همچنین رنگ نوری که از پشت این بتن دیده می شود ثابت است به عنوان مثال اگر نور سبز به پشت بلوک بتابد در جلوی آن سایه ها سبز دیده می شوند. هزاران فیبر شیشه ای نوری به صورت موازی کنار هم بین دو وجه اصلی بلوک بتنی قرار می گیرند. نسبت فیبر ها بسیار کم و حدود 4 درصد کل میزان بلوک ها است. علاوه بر این فیبر ها بخاطر اندازه کوچکشان با بتن مخلوط شده و تبدیل به یک جزء ساختاری می شوند بنابر این سطح بیرونی بتن همگن و یکنواخت باقی می ماند. در تئوری، ساختار یک دیوار ساخته شده با بتن عبور دهنده نور، می تواند تا چند متر ضخامت داشته باشد زیرا فیبر ها تا 20متر بدون از دست دادن نور عمل می کنند و در دیواری با این ضخامت باز هم عبور نور وجود دارد.
.jpg)
ساختارهای باربر هم میتوانند از این بلوکها ساخته شوند. زیرا فیبر های شیشه ای هیچ تاثیر منفی روی مقاومت بتن ندارند. بلوکها می توانند در اندازه ها ی متنوع و با عایق حرارتی خاص نصب شده روی آنها تولید شوند.
این متریال در سال 2001 توسط یک معمار مجار به نام «آرون لاسونسزی» اختراع شد و به ثبت رسید. این معمار زمانیکه در سن 27 سالگی در کالج سلطنتی هنر های زیبای استکهلم مشغول به تحصیل بود این ایده را بیان کرد و در سال 2004 شرکت خود را با نام لایتراکان تاسیس کرد و با توجه به نیاز و تمایل جامعه امروز به استفاده از مصالح جدید ساختمانی، از سال 2006 با شرکت های بزرگ صنعتی به توافق رسیده و تولید انبوه آن به زودی آغاز خواهد شد.
موارد کاربرد
دیوار: به عنوان متداول ترین حالت ممکن این بلوک می تواند در ساختن دیوارها مورد استفاده قرار گیرد. به این ترتیب هر دو سمت و همچنین ضخامت این متریال جدید قابل مشاهده خواهد بود. بنابر این سنگینی و استحکام بتن به عنوان ماده اصلی «لایتراکان» محسوس تر می شود و در عین حال کنتراست بین نور و ماده شدیدتر می شود. این متریال می تواند برای دیوارهای داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گیرد و استحکام سطح در این مورد بسیار مهم است. اگر نور خورشید به ساختار این دیوار می تابد قرار گیری غربی یا شرقی توصیه می شود تا اشعه آفتاب در حال طلوع یا غروب با زاویه کم به فیبر های نوری برسد و شدت عبور نور بیشتر شود. بخاطر استحکام زیاد این ماده می توان از آن برای ساختن دیوار های باربر هم استفاده کرد. در صورت نیاز، مسلح کردن این متریال نیز ممکن است، همچنین انواع دارای عایق حرارتی آن نیز در دست تولید است.
پوشش کف: یکی از جذاب ترین کاربرد ها، استفاده از «لایتراکان» در پوشش کف ها و درخشش آن از پایین است. در طول روز این یک کف پوش از جنس بتن معمولی به نظر می رسد و در هنگام غروب آفتاب بلوک های کف در رنگهای منعکس شده از نور غروب شروع به درخشش می کنند.
طراحی داخلی: همچنین از این نوع بتن عبور دهنده نور می توان برای روکش دیوار ها در طراحی داخلی استفاده کرد به صورتی که از پشت نور پردازی شده باشند و می توان از نور های رنگی متنوع برای ایجاد حس فضایی مورد نظر استفاده کرد.
کاربرد در هنر: بتن ترانسپارانت برای مدتها به عنوان یک آرزو برای معماران و طراحان مطرح بود و با تولید لایتراکان این آرزو به تحقق پیوست. کنتراست موجود در پشت متریال تجربه شگفت آوری را برای مدت طولانی در ذهن بیننده ایجاد می کند. در واقع با نوعی برخورد سورئالیستی محتوای درون در ارتباط با محیط پیرامون قرار می گیرد و به این ترتیب بسیاری از هنرمندان تمایل به استفاده از این متریال در کارهای خود دارند. به طور کلی با پیشرفت های تکنولوژیکی و ارائه خلاقیت طراحان و مجسمه سازان با ابزار های مختلف، پتانسیل و قابلیت بتن توسط هنرمندان گوناگون در تمام جهان مورد استفاده قرار گرفته است.
بلوکها
مسلح کردن بلوک بتنی عبور دهنده نور: در صورت نیاز به مسلح کردن این بتن شیار هایی در داخل آن تعبیه می شوند. در حین ساختن دیوارها میلگرد ها بصورت عمودی یا افقی در این شیار ها قرار می گیرند و فیبر های اپتیکی بخاطر خاصیت انعطاف پذیری خود در اطراف میلگردها جمع می شوند و به این ترتیب میلگرد ها دیده نمی شوند. از این روش بصورت موفقیت آمیزی در چند پروژه و طراحی نمایشگاه استفاده شده است.
رنگها و بافت ها: با توجه به رنگ خاکستری متداول بتن معمولی، لایتراکان دارای رنگهای متنوعی است و بافت سطوح بیرونی آن نیز می تواند متنوع باشد، به گونه ای که بلوکهای متنوع در کنار هم قرار گیرند و یک ساختار واحد را به وجود آورند.
توزیع فیبرها: اندازه و ترتیب فیبر ها در هر بلوکی می تواند متفاوت باشد و این ترتیب قرار گیری می تواند کاملا منظم یا کاملا ارگانیک مانند مقطع چوب باشد.
مشخصات تکنیکی
ترکیبات:
بتن و فیبر اپتیکی.
میزان فیبر حد اکثر 5 درصد کل بلوک.
عبور 3درصد نور تابیده از هر 4 درصد کل فیبر موجود.
چگالی 2400~2100 کیلوگرم بر سانتیمتر مکعب.
مقاومت فشاری 49 نیوتن بر میلی متر مربع در بدترین حالت و 56 نیوتن بر میلی متر مربع در بهترین حالت.
مقاومت خمشی معادل 7/7 نیوتن بر میلی متر مربع.
اندازه بلوکها:
ضخامت mm 500~25
عرض حداکثرmm 600
ارتفاع حد اکثر mm 300
لامپ لایترا کیوب Litracub Lamp
یکی از محصولات موفق لایتراکان در زمینه طراحی، لامپ لایترا کیوب است که در آن بلوکها با قرار گیری روی هم مکعبی را تشکیل می دهند که منبع نور در داخل آن قرار دارد و نور با عبور از بتن به بیرون ساطع می شود.
به این ترتیب این ماده جدید می تواند در عرصه های مختلف طراحی و همچنین در ایجاد فضاهای پویا و انعطاف پذیر داخلی بسیار مورد استفاده قرار گیرد.
.jpg)
منبع: http://www.civilmaster.
دیاتومیت
.jpg)
دیاتومیت ها، سنگ های رسوبی متشكل از ذرات ریز و بی شكل سیلیسی می باشند كه در اثر مكانیزم تجمع پوسته یا اسكلت های فسیل شده جلبك ها و گیاهان و جانوران میكروسكوپی و تك سلولی به نام دیاتومه تشكیل شده است، اطلاق می شود
از نظر واژه شناسی، الفاظ دیاتومیت یا خاكهای دیاتومیتی و كیزلور همگی كاربرد داشته و شناخته شده هستند. مولر نیز نوعی خاك دیاتومیتی است كه دارای رسهای پلاستیك میباشد. واژه تریپولی اغلب مترادف دیاتومیت به كار میرود ولی در واقع تریپولی نوعی رسوبات سیلیكاتی بسیار ریز دانه است كه به عنوان ساینده كاربرد دارد و منشا و بقایای گیاهی را ندارد. در مناطقی در لیبی و الجزایر (در نزدیكی بندر تریپولی) به اشتباه به دیاتومیت تریپولی گفته میشود. همچنین به ندرت واژه میرشام نیز برای توصیف دیاتومیت استفاده شده كه در حقیقت میر شام نوعی رس است كه منشا فسیلی دارد.
از نقطه نظر زمین شناسی اقتصادی، واژه دیاتومیت به رسوبانی از تجمع اسكلت سیلیسی دیاتومهها اطلاق میشود كه ضخامت كافی جهت استفاده داشته باشند و بیشتر در كمربندهای افیولیتی رخنمون دارند. واژههای دیگری كه به تجمع بقایای دیاتومههای دارای ناخالصی بیشتر هستند اطلاق میشود عبارتند از: دیاتومیت رس دار، رس دیاتومیت دار و یا خاك دیاتومیتی.
از نظر زمین شناسی و یا تجاری، واژه دیاتومیت به تجمع رسوبات تجمعی تقریباً خالص از اسكلت موجودات ریزی به نام دیاتومه اطلاق میشود.
دیاتومه ها موجودات تك سلولی بسیار ریزی هستند كه متعلق به خانواده جلبكهای دریائی باسیلاریوفیس (طلائی- قهوه ای) هستند. سلولهای زنده دیاتومه ها با پوشش نازك و ژل مانندی كه اغلب رنگی قهوهای دارد، پوشیده شده اند. تمركز بسیار زیاد دیاتومهها در آبهای ساحلی به عنوان یك آلاینده آب عمل میكند و در بعضی موارد باعث تولید اسید دامیك میشود كه اسیدی سمی است و بر سیستم عصبی جانوران اثر سوء داشته و میتواند باعث مرگ آنها نیز بشود. رسوبات دیاتومیتی معمولاً ریزدانه بوده و عمدتاً از سیلیس بی شكل اپالی تشكیل شده است. همراه سیلیس معمولاً مقدار كمی مواد آلی، رس و ندرتاً رسوبات آتشفشانی نیز وجود دارد.
دیاتومیت ممكن است علاوه بر ناخالصی ها دارای 15 تا 65 درصد آب به صورت آزاد، در ساختمان خود باشد.
دیاتومیت خالص خرد شونده و از نظر خصوصیات ظاهری، شبیه به گچ است. دیاتومیت اغلب به همراه شیل، سیلت، سنگ آهك و سایر رس ها می باشد. معمولاً به رنگ سفید تا خاكستری دیده می شود. اندازه ذرات دیاتومیت از 5 تا 1000 میكرومتر تغییر میكند، ولی اندازه غالب بین 50 تا 100 میكرومتر است.
موارد مصرف
دیاتومیت در سیمان: افزودن خاكهای دیاتومیتی مولر به سیمان باعث افزایش مقاومت آن نسبت به آب دریا میشود. خاكهای مولر در تولید سیمانهای مخصوص كه در ساخت سكوهای نفتی دریایی كاربرد دارند، استفاده میشود. میزان مصرف مولر در تولید سیمان قابل توجه نبوده و این بازار سالیانه فقط در حدود 5000 تن مواد دیاتومیتی مصرف میكند. دیاتومیت همچنین ممكن است بعنوان یك جذب كننده به سیمان افزوده شود تا آب اضافی موجود در مخلوط را جذب كند. این عمل باعث افزایش مقاومت سیمان شده و در عین حال سطح بیرونی صافتری را ایجاد میكند.
عایقهای صوتی: بطور كلی مواد عایقهای حرارتی عایقهای خوبی در مقابل صوت نیز هستند. مواد متخلخل نظیر دیاتومیت عایقهای موثری در برابر صوت هستند و باعث جذب امواج صوتی در فضای خالی موجود میشوند. نحوه ساخت و فرایند تولید عایقهای صوتی معمولاً مهمتر از نوع مواد بكار رفته است.
میزان مصرف دیاتومیت در ساخت عایقهای حرارتی و صوتی در كشور آمریكا در حدود 4 درصد كل تقاضا و برابر 24 هزار تن در سال 1993 بوده است.
این میزان مصرف در سال 1999 به 2 درصد كل تقاضا كاهش یافته و به حدود 15 هزار تن رسیده است. پیش بینی میشود كه كل دیاتومیت مصرفی در جهان برای این كاربرد خاص در حدود 200 الی 250 هزار تن در سال باشد.
بزرگترین بازار مصرف اروپای غربی میباشد كه عمدتاً مواد اولیه برای ساخت عایقها را از كشور دانمارك وارد میكند. بیش از نیمی از تولید خاكهای دیاتومیتی دانمارك در صنایع تولید عایقها و نسوزهای دیاتومیتی مصرف میشود.
فیلتراسیون: بیشترین كاربرد دیاتومیت به عنوان فیلتر برای جداسازی جامدات معلق در مایع می باشد. در واقع بیش از 50 درصد از دیاتومیت را به كار می برند. كاربرد دیاتومیت در این بخش اغلب به عنوان صافی در صنایع مختلف فیلتراسیون از جمله کارخانه های قند، فیلتر كردن داروها، نوشیدنی الكلی، مایع شكر خام، آنتی بیوتیك ها، آبهای شهری، آب استخرها، آبمیوه، سوخت هواپیمای جت و ... می باشد.
پركننده: دومین مصرف عمده دیاتومیت ها به عنوان پركننده در صنایع ساخت رنگ، كاغذسازی و ساینده است. كاربرد دیاتومیت به عنوان پركننده رنگ ها، جهت كنترل شفافیت و درخشش رنگ می باشد.
وجود تخلخل در دیاتومیت ها باعث شده تا از آن به عنوان عایق گرما و صدا استفاده گردد.
پودر دیاتومیت به علت سطح آزاد زیاد و حجم توده ای كم می تواند بیش از 2 برابر وزن خود آب جذب كند به خاطر این خاصیت از دیاتومیت به عنوان جذب كننده آب در قالی شویی، حمل كننده های ضد آفت و همچنین در حمل و نقل مواد خطرناك مانند اسید سولفوریك و اسید فسفریك استفاده می شود. به علت شباهت دیاتومیت به سیلیكات های اپال این ماده دارای سختی مناسبی جهت ایجاد سایش ملایم بر روی سطوح فلزی می باشد. دیاتومیت در برخی موارد به عنوان منبعی برای تولید سیلیس به كار می رود. از دیگر كاربردهای دیاتومیت می توان به تركیبات سرچوب كبریت، تركیبات الكترودهای جوشكاری، باتری سازی پایدار كننده مواد منفجره، ماده افزودنی به گل حفاری، به عنوان حمل كننده افشاننده مایعات، حشرهكشها و باروری دانهها، به عنوان ساینده متوسط در دندانسازی، ماده ضد قالبگیری، كپسولهای نیترات آمونیوم، پایدار كننده (ظروف استیلن)، جذب كننده، تصفیه فاضلاب، غذای حیوانات خانگی، ظروف كاتالیزورها، نیكل، وانادیوم، اسید فسفریك، به عنوان منبع سیلیس در چینیسازی و نسوزها، عایق كننده های صوتی و حرارتی اشاره نمود.
مصارف عمده دیاتومیت در صنایع فیلتراسیون، پركننده، عایق و جذب كننده سایندهها و كاتالیستها است كه این كاربردها در حدود 90 درصد كل تقاضا را شامل میشود. استفاده از دیاتومیت در ساخت فیلترها بیش از 60 درصد كل تولید جهانی را در سال 1999 شامل شده است كه قسمت عمده این كاربرد از دیاتومیت های مرغوب و فرآوری شده تامین شده است.استفاده از مواد معدنی بعنوان پركننده، روان كننده، منعطف كننده و رنگدانه در طیف وسیعی از محصولات نظیر رنگها، پلاستیك،كاغذ و لاستیك از دیرباز رایج بوده است. كاربرد اصلی دیاتومیت در ساخت مواد و مصالح نسوز در مواردی است كه حرارت بین 650 تا 1100 درجه سانتیگراد باشد. آجرهای نسوز دیاتومیتی در ساخت كوره هائی كاربرد دارد كه در معرض تغییرات شدید حرارتی نیستند. در كاربردهای صنعتی از دیاتومیت در جمع آوری مواد نفتی و یا سایر مایعات پخش شده در جاهائی نظیر تعمیرگاهها، كارخانه های رنگ سازی و مواردی كه پخش مایعات ممكن است باعث آتش سوزی بشود، استفاده میشود. در كاربردهای خانگی از دیاتومیت برای ساخت جاذب فضولات حیوانات خانگی و یا بوگیر استفاده میشود. كاربردهای دیگری نیز برای دیاتومیت وجود دارد كه بعضی از آنها نظیر ساخت حشره كش ها، تصفیه آب و صنایع شمیائی هنوز در مراحل اولیه خود هستند و امكان رشد در اینگونه كاربردها دور از انتظار نیست.
سیلیس
به طور كلی موارد مصرف سیلیس SiO2 عبارت است از: شیشه سازی، چینی سازی، تولید فروسیلیس، سرامیك سازی، تولید آجر ماسه آهكی، ریخته گری، تولید سیلیكات سدیم، تولید دیگر مواد سیلیسی، به عنوان نیمه هادی در صنعت الکترونیک و تولید پشم شیشه.
مقادیر قابل توجهی ازماسه سنگ خرد شده به عنوان مصالح ساختمانی بكار می رود.
سیلیس مصرفی در هر یك از این صنایع باید كیفیت خاصی داشته باشد. تركیب شیمیایی، ساختمان كانی شناسی و خواص فیزیكی سیلیس، تعیین كننده كیفیت و موارد مصرف آن در هر یك از صنایع مذكور می باشند. تركیب شیمیایی سیلیس در واقع عبارت است از درصد SiO2 موجود در سنگ و نیز درصد هریك از اكسیدهای دیگر كه معمولاً به همراه SiO2 در كانسارهای مختلف وجود دارند و در صورتی كه درصد هر یك از آنها از حد معینی تجاوز نماید، كاربرد آن را در صنایع مختلف محدود و یا غیر ممكن می سازد.
علاوه بر درصد SiO2، ساختمان كانی شناسی سنگ نیز در تعیین كیفیت و موارد مصرف آن نقش مهمی دارد زیرا ممكن است SiO2 به صورت انواع سیلیكات ها وجود داشته باشد، در نتیجه این مسئله در تعیین روش كانه آرائی و چگونگی حذف ناخالصی ها تأثیر خواهد داشت.
خواص فیزیكی سیلیس نیز در همین روش مناسب برای خردایش، دانه بندی پودر سیلیس تولید شده و تعیین موارد مصرف پودر تولید شده تأثیر خواهند داشت.
لعاب: سیلیكا ماده تشكیل دهنده شیشه است، برای ساخت انواع شیشه مخصوص سیلیس با موادی از قبیل فلدسپار، نفلین سینیت، سودا و... تركیب میشود.
سرامیك: كوارتز در ساخت انواع مختلف سرامیك و سرویس بهداشتی بكار میرود.
ریخته گری و نسوز: مقاومت كوارتز وسیلیس تا دمایC 1470 سبب شده از آن برای تهیه قالب های ریختهگری فلزاتی مانند فولاد، آهن سیاه، آلومینیم وآلیاژهای مس و همچنین به عنوان نسوز در ساخت كورههای آهن و فولاد، سرامیك، شیشه و سیمان بكار میرود. كاربردهای متفرقه دیگری مانند ساینده، پودر جلا، فیلتراسیون، شن و ماسه ساختمانی است. انواع گرد شده و با كیفیت برای باز كردن شكافها و افزایش نفوذ پذیری در تولید نفت وگاز بكار میرود. همچنین با پودر كردن آن میتوان از آن به عنوان پركننده در رنگ، پلاستیك، لاستیك، بتونه و چسب استفاده كرد.
سیلیكات سدیم : سیلیكات سدیم به صورت گلوله های شفاف، بدون آب و پودر شیشه یا پودر آبدار خرید و فروش میشود. این ماده در كنترل سایندگی لوله های آب و فرمول بندی لعاب و مینا بكار می رود. انواع محلول مایع آن در صابونسازی، پاك كنندههای صنعتی و عمومی، چسب، سیمانسازی، رنگ و پوشش، قالب ریختهگری، شناورسازی كانه، پایدارسازی پراكسید و كنترل خوردگی در لوله های آب و پیش ماده سیلیس مخلوط زئولیت كاربرد دارد.
سیلیس تهنشین شده: از واكنش سیلیكات سدیم با اسید سولفوریك یا اسید كلریدریك طی شرایط مشخصی سیلیس ته نشینی تولید می شود كه بدلیل خواصی از قبیل درخشندگی بسیار بالا و تخلخل كم از آن به عنوان پر كننده ریز دانه و ضد لغزش در لاستیك (لاستیك خودرو و كفپوش) PVC، پلی الفین، فیلم LDPE و جداكننده های ریز منفذی باتری های سربی، پخش كننده، حمل كننده و بسیاری موارد دیگر استفاده میشود.
سیلیس كلوئیدی
سوسپانسیونی از سیلیس ریز دانه در محیط آبی كه به منظور اصطكاك دركاغذ و تخته، جوش دهنده نسوزهای فیبری، كاتالیزور و پیش ماده شیمیایی مصرف می شود.
سیلیس، نوع متالورژی
از واكنش كوارتز و كك در كوره قوس الكتریك و دمای بالای C’2000 ساخته شده و 99%-98 Si دارد. از آن در تهیه آلیاژهای آلومینیم، فولاد، سوپرآلیاژ، سیلیكون و مواد شیمیایی استفاده می كنند.
انواع دیگر ازسیلیس و تركیبات آن مانند سیلیس پخته، خرد سیلیكون، نیترات سیلیسیوم و... وجود دارند كه هر یك كاربرد های مخصوص خود را داراست.
كوارتز بلوری
انواع شفاف و خوشنما برای تهیه عدسی و مخروط، جواهرسازی و نمونه كانی بكار میرود، از خاصیت پیزوالكتریك آن در الكترونیك استفاده می كنند.
تریپلی
سیلیس ریز بلور، متخلخل با وزن مخصوص 65/2، سختی7، سفید تا خاكستری و... كه به عنوان پركننده یا رنگدانه در رنگ، لاستیك، پلاستیك، ساینده و بتونه بكار می رود، بعلاوه در پودرهای ساینده و جلا و ساینده دندان بكار می رود.
منبع: http://www.civilmaster.ir



در طراحی و آنالیز با نرم افزار ETABS در ساختمان های بتنی با قاب خمشی ویژه رعایت نکات زیر ضروری است
