بناهایی که از سوی گردانندگان وب سایت و کاربران انتخاب شده، به شرح زیر است:
1- ساختمان تئاتر موریس ا . مکانیک (بالتیمور – مریلند- آمریکا)

ادامه مطلب
عوامل گوناگونی بر روند پیشرفت جوامع بشری موثرند که از آن جمله میتوان به عواملی نظیر: اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست، پیشرفتهای علمی، فلسفه و... اشاره کرد که همگی این عوامل بر دگرگونیهای هنر و معماری نیز بسیار موثرند؛ این تحولات در معماری، آنگونه که چارلز جنکز (منتقد شهیر معاصر)، از آن یاد می کند با دوره مدرن آغاز می شود و سپس با دو دوره پست مدرن و لیت مدرن پی گرفته می شود.
مدرنیسم در معماری، پس از انقلاب صنعتی و از حدود سال 1920 م آغاز می شود؛ بهلحاظ شناختشناسانه معماران مدرن به یک سبک جهانی و شاید بتوان گفت به نوعی بی سبکی معتقد بودند. در معماری مدرن فرم، ناشی از «عملکرد» است. ساختمان حاصل از سبک در معماری مدرن دارای صراحت بیان است، فرم انتزاعی و دارای خلوص و سادگی است. از آنجا که معماری مدرن نفی کننده تاریخ است، لذا ضد هر گونه تزئینات، تمثیل و استعارهای است که رجعتی به تاریخ قلمداد شود. در حقیقت معماری مدرن بر اساس اصالت برنامه شکل می گیرد و در آن عملکرد، نقش مهمی را ایفا میکند؛ بدین معنی که سازماندهی فضایی پروژه تحت تاثیر مستقیم اقتصاد قرار دارد و پروژه بر مبنای اقتصادی ترین وضیعت عناصر برنامه به وجود می آید و فرم، صورت اقتصادی طرح است! فرم، عنصری جبری است که ناشی از عملکرد و برنامه است و زیباییشناسی آن زیبایی ماشینی و منتج از فناوری است.
ادامه مطلب
مقدمه
در نخستین سالهایی که مطالعه خاک در ایالات متحده شروع شده بود. محققین فکر میکردند که مواد اولیه و مادر تقریبا تنها عامل تعیین نوع خاک حاصل ، میباشد. بنابراین میاندیشیدند که از هوازدگی سنگ آهک نوع دیگری از خاک تولید میشود. البته این یک واقعیت است که نوع خاک تا حدودی بازتاب موادی است که از آنها تشکیل یافته است. و در برخی موارد حتی از روی نوع خاک پوشاننده سنگها میتوان نحوه توزیع و گسترش آنها را بر روی نقشه آورد. اما با دستیابی به اطلاعات بیشتر بتدریج مشخص شد که سنگ بستر تنها عامل تعیین کننده نوع خاک نیست.دانشمندان خاکشناس رومی ، به دنبال کار عظیم دوکیوشف (1903-1846) نشان دادند که اگر شرایط اقلیمی از نقطهای به نقطه دیگر تفاوت کند حتی بر روی یک نوع سنگ بستر نیز چندین نوع خاک تشکیل میشود. این طرز تفکر که شرایط آب و هوایی تاثیری عمده در تشکیل خاک دارد. برای اولین بار در دهه 1920 توسط ماربوت (1935-1863) در ایالات متحده مطرح گشت. از آن موقع تا کنون دانشمندان خاکشناس دریافتهاند عوامل دیگری که در نحوه تشکیل خاک نقش حیاتی دارند، وجود دارد.
برای مثال برجستگی سطح زمین نقش مهمی در نوع خاک دارد. بدین ترتیب که خاک موجود در بالای یک تپه با خاک موجود در شیب، این نیز به نوبه خود با خاک موجود در زمین و پای تپه متفاوت است. مع ذالک سنگ بستر زیر هر سه نوع خاک یکسان است. گذشت زمان نیز عاملی دیگر است، بدین معنی که اگر شرایط آب و هوایی ، سنگ بستر و پستی و بلندی ، در یک محل یکسان باشد، خاکی که به تازگی در آن محل تشکیل شده باشد با خاکی که هزاران سال از تشکیل آن در همان محل گذشته است تفاوت خواهد داشت.
خاک چیست؟
مواد سطحی طبیعی را که باعث دوام حیات گیاهی می شوند، خاک میگویند. تعداد خاکهای موجود تقریبا نامحدود است، چرا که اولا دارای خواص ویژهای است که عامل تعیین کننده ای این خواص بجز شرایط آب و هوایی ، موجودات زندهای که در طول دورههای خاصی از زمان بر روی زمین فعالیت داشتهاند و پستی و بلندیهای نقاط مختلف زمین است. ثانیا تمام این عوامل به طرق مختلف در نقاط مختلف کره زمین به یکدیگر مربوط میشوند، لذا تعداد خاکها نامحدود است.برخی عمومیتهای با ارزش را میتوان در مورد خاکها بکار برد. برای مثال ، میدانیم که ترکیبات شیمیایی یک خاک قوام با افزایش عمق تغییر میکند. رخنمونی طبیعی یا مصنوعی از خاک چندین منطقه را آشکار میسازد. هر یک از این مناطق با منطقه بالایی خود تفاوت دارد. هر یک از این مناطق را یک افق خاک یا بطور ساده تر یک افق میگویند.
| |
انواع خاکها در سیستم طبقه بندی خاکهای ایالات متحده
- آلفی سول (Alfisols) : شرایط آب و هوایی نیمه مرطوب ، مقدار بارش 125 - 15 سانتیمتر ، غالبا در زیر پوششی جنگلی ، تجمع رس در افق B لایه بالایی فروشسته به رنگ قهوه ای - خاکستری و لایه پایینی به رنگ قرمز - قهوهای ، همراه با تجمعی از سیلیکاتهای آهن و آلومینیوم.
- آریدیسول (Aridisols) : شرایط آب و هوایی خشک با تجمعات آهک یا ژیپس ، لایههای نمک ، تجمع یونهای کلسیم ، منیزیم و پتاسیم.
- انتی سول (Entisols) : خاکهای عصر حاضر بدون افقهای قابل تشخیص. بسیاری از دشتهای سیلابی رودخانههای جدید ، رسوبات خاکسترهای آتشفشانی ، و ماسههای جدید.
- هیستوسول (Histosols) : غنی در مواد آلی ، شامل گیاه خاک و کود تازه ، بقایای گیاهی مجتمع شده در باتلاقها و مردابها.
- اینسپتی سول (Inceptisols) : افقها به سختی قابل تشخیص بوده و نشان دهنده شروع تشکیل خاک و درجه بندی آن هستند.
- مولی سول (Mollisols) : خاک علفزارها. سیاه ، در نزدیکی سطح غنی در مواد آلی. غنی در آهک.
- اکسی سول (Oxisols) : خاکهای شدیدا هوازده ، اغلب با عمق بیش از 3 متر حاصلخیزی ناچیز. غنی در رسهای اکسید آهن و آلومینیومدار.
- اسپودوسول (Spodosls) : ماسهای ، خاکهای فروشسته جنگلهای مناطق سرد سیر . اسیدی. مقادیر متنابهی مواد آلی و یا رس آهن و آلومینیوم دارد.
- آلتی سول (Ultisols) : شدیدا اسیدی ، خاکها خوب هوازده ، شرایط آب و هوایی استوایی و نیمه استوایی. تجمع سیلیکاتهای بازمانده.
- ورتی سول (Vertisols) : خاکهای هوازده بسیار قدیمی ، هنگام خشک بودن دارای ترکهای عمیق و پهن عمودی ، غنی در مواد رسی.
- http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87+%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c+%d8%ae%d8%a7%da%a9&SSOReturnPage=Check&Rand=0
یکی از فصول مشترک معماری و سینما، فضا است. فضا در هر دوی این هنرها به وسیله «شخصیت» ساخته می شود و ویژگی مهم این فضا در جهان امروز، دادن حق انتخاب به تماشاگر است.
مهندس «شادمهر راستین»، سینماگر و مهندس معمار که از سوی دفتر پژوهش های فرهنگی، در خانه هنرمندان با موضوع «معماری، فضا، سینما» سخنرانی می کرد، در این باره گفت: «انتخاب کردن، اولین قدرت انسان در فضای آزاد است. در دوران مدرن به مخاطب اجازه داده می شود همچون یک شخصیت با اراده، انتخاب کند. در این شرایط، این انسان است که به عملکرد و استفاده از فضا در معماری تعریف می بخشد و هم او در درک فیلم و سینما، مشارکت می کند. در نتیجه معمار امروز سعی می کند بنایی طراحی کند که دعوت کننده باشد و نه مقهور کننده. در سینما نیز کارگردان خود را از سینما حذف می کند. از لانگ شات استفاده می کند و تماشاگر را مختار می گذارد که درام را خودش در صحنه بسازد و اگر تمایل داشت با قهرمان یا شخصیت فیلم، هم ذات پنداری کند.»
او هدف از امکان انتخاب در فضای معماری و سینما را گفت و گو، مشارکت و آشنایی دانست و گفت: «فضای عمومی، فضایی غیر از فضای خصوصی (خانه) و فضای دولتی (ادارات، محل کار) است. همه هنرها، از جمله هنر معماری و سینما در پی کشف و شناخت این فضا هستند چرا که انسان در این فضا ابعاد مهم و پیچیده ای از شخصیت خود را بروز می دهد یا شکل می دهد که نه در فضای خصوصی می گنجد و نه در فضای دولتی. حوزه های عمومی مکان هایی مانند تماشاخانه ها، پیاده روها، پاتوق ها و … است. در ایران فضاهای عمومی بسیار محدود است. این امر، انسان انتخاب گر عصر جدید را دچار مشکل می کند. این کمبود فضاهای عمومی، هم در معماری ما و هم در سینمای ما تاثیر گذاشته است و فضاهای خصوصی و دولتی را نیز دچار اختلال کرده است. در نتیجه از فرد ایرانی در هر یک از این مکان ها، رفتارهایی سر می زند که به هیچ کدام از این حوزه ها تعلق ندارد.»
بررسی تاثیر معماری بر سینمای اکسپرسیونیست
معماری و سینما هر دو به ایجاد فضا و روح زندگی میپردازند و در فرآیند ادراک فضا، هر دو هنر به اصول مشترکی پایبندند. مصالح معماری عموما مادی و واقعی است و مصالح سینما صوری و خیالی … اگرچه در معماری های اخیر نیز مواردی از قبیل فرا سطح ، فرا فضا و واقعیت های مجازی ، معماری نیز زاه پر پیچ و خم خیال و تصور را به سختی می پیماید و وجوه مشترک معماری و سینما در استفاده از ابزار نوین دیجیتالی برای عینیت بخشیدن به تصورها و تجربه های ما از فضای شهری نیز بر هیچ کس پوشیده نیست.
وقتی معماری به عنوان عام ترین شکل هنر با سینما ارتباط برقرار میکند، جذاب ترین پیوند هنری رخ می دهد.
در گروهی از فیلم های اکسپرسیونیستی ، معماری تاثیری عمیق و موشکافانه داشته است و در گروهی دیگر از قبیل متروپلیس و دونده روی تیغ تصاویر خیالی شهرها ، فیلم را تشکیل داده اند و سینما تحت تاثیر عظیم و شگرف معماری قرار دارد. معماری با ایجاد فرمهای غیر عادی، راهروهای پیچ در پیچ، فضاهای بغرنج، پله های ترک خورده ، بازی با نور و نقاشی های گوناگون، در ایجاد هیجان در فیلم های اکسپرسیونیستی تاثیر شگرفی داشته است. نوشتار فوق به بررسی و معرفی اکثر فیلم های اکسپرسیونیست آلمان و تاثیر معماری بر آنها و همچنین به بررسی تعداد معدودی از فیلم های بعد از سینمای اکسپرسیونیست آلمان که تا حدودی ریشه های اکسپرسیونیستی دارند، می پردازد.
در ابتدا باید به معنی اکسپرسیونیسم نظری بیفکنیم، ریشه اکسپرسیونیسم ابتدا در نقاشی (۱۹۱۱) و سپس به سرعت در هنرهای دیگر ، از قبیل تئاتر، ادبیات و معماری رشد یافت و شکوفا شد. گر چه در معماری، اکسپرسیونیسم به سال ۱۸۸۴ و گارهای گائودی بر میگردد.
ادامه مطلب
در سالهای اخیر به خصوص در هنگام زلزله از پیشرفت قابل ملاحظه ای برخوردار بوده . جامعه مهندسی كشور ما نیز در بخش مشاوره (طراحی سازه ها) از این خوان دانش به مدد حضور آیین نامههای طراحی به روز و ابزارهای قدرتمند نرمافزاری وارداتی، بهرهمند شده است. این موضوع در مراحل اول و دوم مطالعات طراحی به خوبی رخنمون داشته اما در اجرا متاسفانه فاصله قابل توجهی میان دانش نیروهای بخش طراحی با دانش نیروهای فنی دستگاه های نظارتی و پیمانكاران به وجود آمده كه خود عامل مهمی در برآورده نشدن كیفیت مناسب در هنگام اجرای سازهها شده است. البته این نكته نیز دور از ذهن نماند كه گاهی اوقات نیز فاصله مذكور به طور معكوس و به دلیل عدم آگاهی بخش طراحی از روشها و ظرفیتهای موجود در صنعت ساخت و ساز به طرحهایی با قابلیت های اجرایی پایین ختم گردیده است. مقاله حاضر به چند نكته از هر دو حیطه مورد اشاره در ارتباط با طراحی و اجرای پلهای بتن مسلح می پردازد.
قطع پیوستگی آرماتور دورپیچ در ناحیه تشكیل مفصل خمیری در پای ستونهای پلبرای استهلاك انرژی زلزله آیین نامه ها اجازه می دهند نواحی از پیش تعیین شدهای در سازهها دچار تغییر شكلهای خمیری با حفظ سختی، مقاومت و شكلپذیری در چرخه های رفت و برگشتی امواج زلزله گردند. در پلها این نواحی بطور معمول در زیر سازه (پایه ها) انتخاب می گردند. بطور خاص در ستونهای بتنی پایهها این تغییر شكلها در پای ستونها و در طول ناحیه تشكیل مفصل خمیری اتفاق می افتند. به منظور تامین شكل پذیری لازم در مناطق با خطر لرزهای زیاد، آیین نامهها همپوشانیoverlap آرماتورهای دور پیچ در ناحیه تشكیل مفصل خمیری در پای ستون را ممنوع كردهاند. اما در شكل ذیل مشاهده می گردد كه جدا از مساله همپوشانی ، پیمانكار برای سهولت اجرا و به دلیل عدم آگاهی از این نكته اصولی، حتی آرماتورهای دورپیچ را هنگام اجرای فونداسیون درست در پای ستون قطع نموده است. انقطاع ایجاد شده باعث كاهش تنشهای محصور كننده در پای ستون شده و عامل بسیار مهمی در كاهش قابل توجه شكل پذیری و ناپایداری پایه پل در هنگام زلزله خواهد بود.
وصله آرماتور طولی در ناحیه تشكیل مفصل خمیری در پای ستونهای پل
بر اساس فلسفه مورد اشاره در قسمت قبل و مطابق مقررات آیین نامه ها وصله آرماتور طولی ستون فقط در ناحیه نیمه میانی ارتفاع ستون مجاز می باشد. لازم به توضیح است كه حداقل طول وصله 60 برابر قطر آرماتور طولی بوده و باید ضوابط دورپیچی ویژه برای آن اعمال گردد. متاسفانه در شكل زیر مشاهده می گردد كه وصله آرماتور دقیقاً در ناحیه غیر مجاز ستون قرار گرفته و آرماتورهای دورپیچ نیز در فونداسیون قطع شدهاند. موضوع اخیر از مهمترین عوامل خرابیهای مشاهده شده در زلزله ها در اكثر نقاط دنیا می باشد.

عدم تامین طول لازم برای نشیمن تیرهای بتن مسلح پیش ساخته عرشه پل

جانمایی نادرست نئوپرن در زیر تیرهای پیش ساخته عرشه پل
مطابق ضوابط آیین نامه ها، محور نئوپرنهای چهارضلعی به دلیل جلوگیری از اعمال فشار غیر یكنواخت خارج از محور باید بر محور تیر منطبق بوده و اضلاع آن به موازات اضلاع تیر باشند. متاسفانه در شكل زیر مشاهده می گردد كه هر دو مورد فوق در هنگام جانمایی نشیمنها رعایت نشده و نئوپرنها با خروج از مركزیت قابل توجه نصب شدهاند. این موضوع منجر به كاهش عمر مفید بهرهبرداری از نئوپرن و ایجاد تنشهای قابل توجه در انتهای تیر می گردد.

عمل آوری نامناسب بتن عرشه و ایجاد تركهای انقباضی
در برخی موارد مشاهده می گردد كه پیمانكاران برای عمل آوردن بتن دال عرشه از پهن نمودن گونی و مرطوب كردن آن استفاده می نمایند. در صورت وزش باد و با توجه به وجود منافذ باز در سطح گونی، در عمل رطوبت آب به سرعت تبخیر شده و در نتیجه ترك های سطحی فراوانی در سطح دال ایجاد می گردند. شكل زیر به وضوح این مساله را نشان می دهد. تركهای مذكور باعث نفوذ مواد خورنده به سطح آرماتورهای دال با پوشش كم شده كه به دنبال آن خوردگی آرماتور، پكیدن بتن اطراف آن و كاهش عمر مفید بهرهبرداری از پل به وقوع می پیوندد. به عنوان یك راه حل پیمانكاران می توانند بجای گونی یا همراه آن از نایلون های پلاستیكی استفاده نمایند به طوری كه بخار آب در زیر پلاستیك محبوس شده و باعث عملآوری بتن دال عرشه گردد. به علاوه عملیات بتنریزی زمانی انجام شود كه سرعت باد كم بوده و تابش شدید خورشید وجود ندارد.

اجرای نامناسب درزهای انبساط

اجرای نامناسب نرده های پل
نرده های پل ها به طور معمول دارای پایه های فولادی جعبه ای شكل در فواصل معین می باشند كه توسط صفحه ستون به بتن پیاده رو اتصال می یابند. در شكل زیر مشاهده می گردد كه به دلیل عدم پیش بینی فاصله مناسب بین سطح بتن نهایی و صفحه ستون به منظور گروتریزی و تنظیم آن، نصب پایه دچار مشكل شده و پیمانكار مجبور شده است از صفحات پوششی پركننده برای تامین فاصله استفاده نماید. این موضوع باعث كاهش مقاومت پایه فولادی در هنگام ضربه وسایل نقلیه می گردد.

یكی از مساله سازترین قسمتهای پلها در زمان بهرهبرداری، درزهای انبساط پل می باشد. هر یك از ما روزانه چندین بار ضربه وارد بر اتومبیل خود را در هنگام عبور از همین درزها تجربه می نماییم . در شكل زیر یك نمونه درز انبساط در حال اجرا نشان داده شده است. زمان اجرای درزهای انبساط بطور معمول همزمان با بتن ریزی دال می باشد، در این هنگام با توجه به دقت كم لحاظ شده در اجرای درز انبساط و همچنین عدم وجود آسفالت پوششی، رویه درز و بتن اطراف آن دارای پستی بلندی هایی خواهد شد كه در هنگام اجرای آسفالت امكان اصلاح آنها وجود نخواهد داشت. لذا توصیه می گردد محدوده درز انبساط تا زمان اجرای آسفالت پل، بتن ریزی نشده و در هنگام اجرای آسفالت با تنظیم مناسب درز و آنگاه ریختن بتن مرحله دوم از هم تراز بودن سطح درز و آسفالت اطمینان حاصل گردد. به علاوه از اجرای درزهای فولادی با پروفیل و ورق پوششی به دلیل شكست جوشهای اتصالی و ایجاد مشكلات فراوان احتراز شده و به جای آنها از درزهای لاستیكی مسلح استفاده شود.
در پلهای متشكل از عرشه با تیرهای بتن مسلح پیش ساخته در كشورمان استفاده از تكیه گاه نئوپرن الاستومری برای نشیمن تیرها در محل كولهها و پایه ها بسیار رایج می باشد. انتظار می رود در هنگام زلزله، تغییر مكان طولی پل به دلیل عدم وجود میرایی در این نوع نشیمنگاهها قابل توجه باشد. لذا آیین نامهها مقرر میدارند كه طول نشیمن عرشه بر روی كوله و پایه پل از حداقل میزانی برخوردار باشد. این مهم به دلیل جلوگیری از سقوط عرشه از روی كوله و پایه به داخل دهانه میباشد. متاسفانه در شكل زیر مشاهده میگردد كه طول مذكور رعایت نشده است. در حالیكه این موضوع در هنگام تهیه نقشه های اجرایی و زمان اجرای كوله به راحتی و با تامین براكت در دیواره كوله امكان پذیر بوده است.
http://www.civilmaster.ir/fa/articles/22-articles/129-civilmaster.html
این مقاله در مورد رفتار لرزه ای و طراحی لرزه ای دیوارهای برشی فلزی مرکب است . دیوار برشی فلزی مرکب یک صفحه فلزی جوش شده به ستون های عمودی و تیرهای افقی است. که در یک یا دو طرف آن دیوار بتنی مسلح قرار دارد و فولاد و بتن به وسیله یک سری رابط های مکانیکی (پیچ یا گل میخ) به هم متصل شده اند و تشکیل یک دیوار برشی مرکب را داده اند .
دیوار برشی مرکب در تعداد کمی از ساختمان های آمریکا و ژاپن مورد استفاده قرار گرفته است . این دیوارها برای ساختمان های با اهمیت زیاد که پس از وقوع زلزله اهمیت خاص دارد و وقفه در بهره برداری از آنها بطور غیر مستقیم موجب افزایش تلفات و خسارات در نواحی زلزله زده می شود مانند بیمارستان ها ارائه و مورد بحث قرار گرفته است.
به تازگی دو نمونه از دیوارهای برشی های مرکب در دانشگاه کالیفرنیا مورد آزمایش و مطالعه قرار گرفته است که نتایج آزمایشات به صورت خلاصه در این مقاله آمده است.
مقدمه
سیستم مهاربندی جانبی که در این مقاله معرفی شده است از یک دیوار برشی فلزی (SSW) به همراه دیوار بتنی مسلح که در یک یا دو سمت صفحه فلزی قرار می گیرد، تشکیل شده است . پیوند دیوار بتنی و صفحه فلزی بوسیله رابطه ای مکانیکی مثل گل میخ برشی یا پیچ تامین می شود.
در ضوابط لرزه ای آیین نامه AISC این سیستم مهار بندی به نام دیوار برشی فلزی مرکب (Composite Steel Plate Shear Walls) و یا به اختصار C-SPW معرفی شده است و این سیستم در سال های اخیر در بعضی از ساختمان های بلند و یا در سازه های با اهمیت زیاد همچون بیمارستان ها بکار رفته و این پدیده نوین به سرعت رو به گسترش می باشد.
در این مقاله اطلاعات کلی از دیوار برشی فلزی مرکب، موارد استعمال ، رفتار لرزه ای، نتایج آزمایشات انجام شده بر روی دو نمونه از دیوارهای برشی مرکب و توصیه هایی در مورد طراحی این سیستم جدید در سازه های با مهاربند جانبی بیان شده است
اجزای اصلی یک دیوار برشی فلزی مرکب
یک دیوار برشی مرکب از دیوار برشی فلزی، دیوار بتنی، رابط های برشی، تیر و ستون های مرزی، اتصالات دیوار برشی فلزی به تیر و ستون های مرزی و اتصالات تیر به ستون تشکیل شده است که در ادامه به معرفی این اجزا و نقش آنها در کل سیستم پرداخته می شود.
دیوار برشی فلزی
نقش اصلی صفحه فلزی در دیوار برشی مرکب تامین مقاومت و سختی و همچنین مشارکت در محدود کردن اندازه لنگر واژگونی است . در دیوار برشی فلزی برش طبقه توسط توسعه عمل میدان کششی قطری تحمل می شود ولی در دیوار برشی فلزی مرکب دیوار بتنی با مهار کردن صفحه فلزی و جلوگیری از کمانش آن باعث بالا رفتن ظرفیت برشی دیوار برشی فلزی، تا حد تسلیم در برش می شود . البته دیوار بتنی نیز در تحمل مقداری از برش طبقه مشارکت می کند.
این عضو معمولا یک صفحه فلزی نسبتا نازک است ولی صفحات نازکتر از 3.8 in به دلیل مشکلات در حمل و نقل، ساخت و نصب توصیه نمی شود. همچنین صفحات نازک برای عملکرد مناسب احتیاج به تعداد زیادتری رابط های برشی دارد تا کمانش صفحه را تا تسلیم در برش به عقب بیندازد.
دیوار بتنی مسلح
دیوار بتنی مسلح می تواند در یک یا دو طرف یا بین دو دیوار برشی فلزی (ساندویچی) قرار داشته باشد. در همه این موارد دیوار بتنی به واسطه تشکیل میدان فشاری قطری در سختی و مقاومت برشی سیستم مشارکت می کند و بخاطر وجود آرماتور در دیوار اندکی شکل پذیر است.
دیوار بتنی می تواند در محل اجرا یا یه صورت پیش ساخته استفاده شود ولی در هر صورت نقش اصلی آن ممانعت از کمانش دیوار برشی فلزی قبل از رسیدن به نقطه تسلیم برشی است . این عمل بوسیله پیوند صفحه فلزی و دیوار بتنی با رابطهای برشی انجام می شود.
رابط های برشی
رابط های برشی عمل اتصال عناصر فلزی دیوار مرکب را به بتن انجام می دهند . برای دیوار بتنی که در محل اجرا می شود از گل میخ های برشی که به صفحه فلزی جوش می شود استفاده می کنند . البته امکان استفاده از دیگر اتصال دهنده های برشی مثل استفاده از پروفیل ناودانی وجود دارد ولی ممکن است نسبت به گل میخ مقرون به صرفه نباشد. آزمایشات دیوار بتنی مرکب نشان داده که در بعضی موارد، گل میخ های برشی به دلیل کمانش موضعی صفحه فلزی علاوه بر برش در معرض کشش نیز قرار می گیرند. در دیوار بتنی پیش ساخته، پیچها می توانند عمل اتصال دیوار بتنی و دیوار برشی فلزی را انجام دهند.
ستونهای مرزی
از جمله وظایف ستون های مرزی کنترل لنگر واژگونی توسط بار ثقلی ستون های اطراف دیوار برشی مرکب می باشد . همچنین ستون ها، یک نقطه مهار برای عمل میدان کششی قطری صفحه فلزی و یک عضو باربر برای عنصر فشاری قطری دیوار بتنی هستند . در سازه های با ستون های نسبتا بزرگ ستونها می توانند مقدار قابل توجهی از برش طبقه را نیز منتقل کنند.
تیرهای مرزی
تیرهای فوقانی و تحتانی دیوار برشی مرکب همچون ستون های مرزی نقش مهار کننده برای عمل میدان کششی صفحه فلزی و یک عنصر باربر برای عضو فشاری قطری دیوار بتنی را دارد . به دلیل لنگر واژگونی، تیرها در معرض جریان برشی نسبتا بزرگی در انتهای شان هستند . این تیرها علاوه بر نیروهای فوق، بارهای ثقلی منتقل شده از کف را نیز تحمل می کنند.
اتصال دیوار برشی به قطعات مرزی
دیوار برشی فلزی بوسیله پیچ یا جوش به تیر و ستون های مرزی متصل می شود . نقش اصلی این اتصالات انتقال برش و کشش می باشد . همچنین امکان اتصال دیوار بتنی بوسیله رابط های مکانیکی به اجزای مرزی وجود دارد . این رابط ها، نیروی برشی وارد بر دیوار بتنی را منتقل می کنند.
اتصال تیر به ستون
این اتصالات نقش بزرگی را در عملکرد دیوار بازی می کنند . در سیستم های دوگانه جایی که قاب فلزی یک سیستم پشتیبان برای دیوار برشی مرکب است اتصالات باید اتصال خمشی باشد.

شکل( ١) اجزای اصلی دیوار برشی مرکب
برخی از مزایای استفاده از دیوار برشی فلزی مرکب
۱- یک دیوار برشی مرکب نسبت به دیوار برشی بتنی با ظرفیت برشی مشابه و احتمالا سختی برشی بیشتر دارای ضخامت و وزن کمتر است . سطح مقطع کوچکتر به لحاظ معماری چه از نظر نما و چه از نظر سطح مفید ساختمان، بسیار مفید می باشد و وزن کمتر دیوار برشی مرکب باعث کاهش نیروی لرزه ای و در نتیجه کوچکتر شدن ضخامت پی (فونداسیون) و دیوارها می شود.
۲- برای ساخت دیوار برشی مرکب می توان آن را در محل اجرا یا از قطعات پیش ساخته استفاده کرد . از آنجا که دیوار برشی فلزی می تواند سختی و پایداری لازم را در مدت ساخت و نصب تامین کند امکان ساخت دیوار بتنی مسلح مستقل از ساخت اسکلت فلزی و در خارج از شرایط کارگاهی وجود دارد که در این صورت باید به صفحه فلزی پیچ شود.
۳- در دیوار برشی فلزی، برش طبقه بوسیله عمل میدان کششی قطری صفحه فلزی بعد از کمانش ناشی از فشار قطری تحمل می شود . در دیوار برشی مرکب، دیواربتنی از کمانش قبل از تسلیم صفحه فلزی جلوگیری می کند . در نتیجه صفحه فلزی تا تسلیم در برش در مقابل برش طبقه مقاومت می کند که نسبت به نقطه تسلیم کششی قطری بزرگتر است.
۴- در دیوار برشی مرکب پس از وقوع زلزله های متوسط با فراوانی بالا، کمانش دیوار برشی فلزی و ترک های دیوار بتنی افزایش می یابند که نیاز به تعمیرات دارند. این گونه تعمیرات اگر چه به لحاظ سازه ای گران نمی باشد ولی از نظر عدم امکان سکونت در مدت تعمیرات هزینه بالایی دارد.
۵- دیوار بتن مسلح در دیوار برشی مرکب نقش عایق رطوبت و صدا را نیز داشته و همچنین پوشش نسوزی را برای دیوار برشی فلزی نیز ایجاد می کند.
|
مثالی از کاربرد دیوارهای برشی فلزی مرکب
شکل (٢) مدهای اصلی شکست دیوار برشی فلزی مرکب
شکل ( ٣) اتصالات صفحه فلزی به تیر و ستون های مرزی شکل
( ٤) نیروی کششی در رابط های برشی |
هدف اصلی این پروژه آزمایشگاهی، انجام آزمایش های بارگذاری تناوبی بر روی دو نمونه از دیوارهای برشی مرکب می باشد تا نظرات و توصیه های طراحی و مدل سازی بهبود پیدا کند . دو نمونه دیوار برشی مرکب، سیستم با بر جانبی ترکیبی می باشند که در آن ها دیوار برشی مرکب در میان قاب خمشی قرار گرفته اند.
تنها تفاوت میان دو نمونه دیوار پیشنهاد شده در این مقاله این است که در یکی از نمونه ها یک درز بین دیوار بتنی و تیرها و ستون های اطراف پانل آن وجود دارد ولی در نمونه دیگر هیچ درزی وجود ندارد و بتن به طور مستقیم در معرض بارهای وارده از تیرها و ستون های اطراف پانل می باشد . همانگونه که در ادامه نشان داده می شود، همین تفاوت به ظاهر ساده، منجر به تفاوت قابل توجهی در عملکرد دیوار همانند شکل پذیری و کاهش آسیب پذیری شده است.

شکل( ٥) نمایی از دیوارهای برشی مرکب با درز و بدون درز
نمونه های آزمایشی
نمونه های آزمایش عبارت هستند از یک قاب دو طبقه یک دهانه که با مقیاس 0.5 ساخته شده اند. نمونه ها خواص مشابه و یکسانی دارند به جز اینکه یکی از نمونه ها دارای درزی به اندازه 1.25 اینچ اینچ بین دیوار بتنی و تیرها و ستونهای فولادی تعبیه شده است. ورق فولادی مورد استفاده در نمونه ها از نوع A36 است . تیرها و ستونها از نوع فولاد A572 هستند . دیوار بتنی در نمونه ها یک دیوار بتنی پیش ساخته است که به وسیله پیچهای A325 با قطر 0.5 اینچ به ورق فولادی متصل شده است.
بتن مورد استفاده در نمونه ها دارای Fc=4000 psi می باشد. دیوار بتنی پیش ساخته در آزمایشگاه قالب گیری و ساخته شد و اتصالات تیر به ستون در نمونه ها از نوع اتصالات خمشی است.
ادامه مطلب
| نکاتی در طراحی ساختمانهای بتنی با فاب خمشی توسط ETABS | |
|
| مقالات |
| نوشته شده توسط زابل عباسی |
| پنجشنبه ، 30 آذر 1385 ، 03:30 |
|
![]()
W = (0.60/0.80) x 2400=A وزن واحد حجم اصلاح شده تیر |
انسان و فضای معماری
معماری اجتماعیترین هنر بشری است. به غیر از دوران گردآوری خوراك، حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظهای از زندگی روزمره آدمیان غایب نبوده و نخواهد بود.
بشر نیازمند فضایی است كه او را در مقابل تأثیرات محیط محافظت نماید. این نیاز از ابتدای زندگی تا به امروز تغییر چندانی نداشته است. این فضای محافظ یا همان فضای معماری، مركزی است كه بر مبنای آن تمامی ارتباطات فضایی شكل یافته و سنجیده میشوند. ارتباطات فضایی بین افراد، سیستمی است پیچیده از تمایل به نزدیكی، فرار، نادیده گرفتن، توجه نكردن و ... ، به این دلیل فضای معماری نمیتواند تنها با توجه به فضایی ریاضی طرح شده باشد، بلكه لازم است طرح فضا به ترتیبی باشد كه تمامی ارتباطات اجتماعی ـ روانی انسانها تقویت شوند یا اینكه لااقل برای آنها مزاحمتی ایجاد نشود.
مفهوم فضای ساخته شده یا فضای كالبدی به معنای كلیه شكلهای كالبدی قابل لمسی كه انسانها به وجود میآورند و یا تغییر شكلهایی كه در همین زمینه اعمال میكنند، میتواند به صورت یك مفصل بین فضای كالبدی ـ طبیعی و فضای زیستی انسانها تعریف شود. این فضا نقطه شروع انسان برای شناخت محیط است.
فضای معماری به بیانی توصیف مادی مكان یا ظرفی است كه در آن بخشی از فعالیتهای مربوط به زندگی بشر صورت میپذیرد. بنابراین فضای معماری با زندگی رابطهای ناگسستنی دارد. انسان هنگامی كه از رحم مادر جدا میشود، در فضایی جدید قرار میگیرد كه همان فضای معماری است. انسان در فضای معماری زندگی میكند، به فضا فكر میكند و فضا را خلق مینماید. معماری هنر به نظم درآوردن فضاست و انسان نمیتواند قبل از آنكه افعال خود را منظم كرده و به زندگی خود نوعی سازمان بخشیده باشد، فضا را به نظم درآورد.
رابطه انسان با فضای معماری رابطهای است روزمره كه بخش مهمی از زندگی او را در بر میگیرد. این رابطه پیچیدهتر از رابطه انسان با فضای هنری نقاشی و مجسمه سازی است، زیرا انسان این فضا را از درون نیز تجربه میكند. از این رو بعد از قرنها، هنوز مسأله اصلی معماری، فضا و زندگی و چگونگی ارتباط بین این دو است. فضای معماری كه اصلیترین وجه معماری است، از طریق اصلیترین وجه زندگی یعنی خلاقیت میتواند ایجاد شود. با اینكه فضای معماری به فضای زندگی انسانها مربوط است، ولی این ارتباط از فرمول خاصی نتیجه نمیشود. فضای زندگی بصورت الگویی از پیش تعیین شده، در جهان ایدهآلها وجود ندارد، بلكه بایستی ایجاد شود و معمار مسؤول ایجاد آن است.
منبع:http://ems-memar.blogfa.com/
نگاهی به وضعیت معماری معاصر
عوامل گوناگونی بر روند پیشرفت جوامع بشری موثرند که از آن جمله میتوان به عواملی نظیر: اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست، پیشرفتهای علمی، فلسفه و... اشاره کرد که همگی این عوامل بر دگرگونیهای هنر و معماری نیز بسیار موثرند؛ این تحولات در معماری، آنگونه که چارلز جنکز (منتقد شهیر معاصر)، از آن یاد می کند با دوره مدرن آغاز می شود و سپس با دو دوره پست مدرن و لیت مدرن پی گرفته می شود.
مدرنیسم در معماری، پس از انقلاب صنعتی و از حدود سال 1920 م آغاز می شود؛ بهلحاظ شناختشناسانه معماران مدرن به یک سبک جهانی و شاید بتوان گفت به نوعی بی سبکی معتقد بودند. در معماری مدرن فرم، ناشی از «عملکرد» است. ساختمان حاصل از سبک در معماری مدرن دارای صراحت بیان است، فرم انتزاعی و دارای خلوص و سادگی است. از آنجا که معماری مدرن نفی کننده تاریخ است، لذا ضد هر گونه تزئینات، تمثیل و استعارهای است که رجعتی به تاریخ قلمداد شود. در حقیقت معماری مدرن بر اساس اصالت برنامه شکل می گیرد و در آن عملکرد، نقش مهمی را ایفا میکند؛ بدین معنی که سازماندهی فضایی پروژه تحت تاثیر مستقیم اقتصاد قرار دارد و پروژه بر مبنای اقتصادی ترین وضیعت عناصر برنامه به وجود می آید و فرم، صورت اقتصادی طرح است! فرم، عنصری جبری است که ناشی از عملکرد و برنامه است و زیباییشناسی آن زیبایی ماشینی و منتج از فناوری است.
پس از سال 1960م، دو گرایش جدید پست مدرن و لیت مدرن، رخ مینمایند، هر یک دارای گرایش های مجزایی هستند، حتی ادامه تفکرات این سبکها تا سال های اخیر هم قابل پی گیری است. در اندیشه معماران پست مدرن، سبک به صورت دوگانهای به وجود می آید و دارای ظاهری عامه پسند و طرفدار عقاید جمع است. معماران این دوره که دیگر معماری مدرن را کارآمد و آرمانی نمییابند، با رجعت به گذشته و تاریخ معماری، نشانههایی را از آنها در معماری خود مورد استفاده قرار میدهند.
در معماری پست مدرن نئوکلاسیک، برنامه طرد میشود و فرم فارغ از برنامه شکل میگیرد؛ در واقع این فرمها هستند که مساله اصلی معماری را تعریف می کنند. فرمهای اسطورهای ولی بیزمان. این معماری با برداشتهای تاریخی و استفاده از الگوهای کلاسیک نظیر تقارن، تعادل، تبدیل کثرت به وحدت و... فرمهای انتزاعی را خلق میکند که برنامه و عملکرد در ادامه درون آن گنجانده میشود. برای معمار پست مدرنیست علیالسویه است که یک کتابخانه طراحی شود یا یک موزه، یک مدرسه یا یک کارخانه، او تصویر سازی کرده، تمثیلها و استعارات تاریخی را از متن موجود برداشت میکند، به طرزی مملو از تزیینات آلی و کاربردی، سپس در نهایت، عملکرد در قالب فرمال ریخته میشود و شکل میگیرد، حتی به قیمت تغییراتی در برنامه!
اندیشه «لیتمدرن» معتقد به سادگی ناخودآگاه است؛ «معمار لیتمدرن»، واقع بین است و معتقد به هر فرمی است که حاصل آید. ساختمان حاصل از این سبک دارای فرمی تندیس گونه است، فرمی رمزآلود با تکرار فوقالعاده و خلوص! این بناها در عین سادگی، پیچیده هستند و دارای دوگانگی و اشاراتی مبهم. معماران لیتمدرن همانند اسلاف خود با تمثیل و استعاره مخالف هستند لیکن، طراحی آنها به گونهای است که با ساختمان و سازه بهمانند تزئینات برخورد میشود؛ بناهای این سبک بسیار پرزرق و برق و تکنیکی است، قسمت اعظم زیباییشناسی آنها نتیجه زیبایی ماشین است البته با تعابیری نو از آن....
در سالهای اخیر گرایشهای جدیدی را در معماری شاهد هستیم که تقریبا همه آنها منتج از این سه جریان عمده هستند که بعضی از آنها را میتوان به طور مشخص به عنوان سبکی خاص نام ببریم؛ اما تکثر طرز تفکرات حاکم بر معماری امروز جهان به حدی است که می توان با توجه به اندیشه، نحوه طراحی، گرایش و موضعگیری معماران نسبت به معماری، سبکی خاص را برای هر معمار قائل شد، به طور مثال سبکی که برای معماری فرانک گری قایل هستیم یا سبک معماری افرادی نظیر آیزنمن و یا دانیل لیبسکیند کاملا متفاوت است و آنها را نمیتوان در یک قالب گنجاند و در عین حال نمی توان نام یک سبک خاص را بر روی آنها گذاشت بلکه هریک از آنها بر اساس اندیشه و استراتژی خود دارای سبکی منحصر به خویش هستند. البته ممکن است سبک کاری آنها توسط افراد دیگری مورد استفاده و اقتباس قرار گیرد.
در ایران نیز، علیالخصوص در دهه اخیر، رویکردهایی خاص به معماری شکل گرفته است که در نگاهی عام میتواند به صورت یک رستهبندی کلی، حضور و نوع نگاه به معماری را در بین گروههای مختلف مطرح در کشور را طبقه بندی کرد؛ طبقهبندی این چنینی هرچند تا به حال شکل نگرفته (یا جدی گرفته نشده است!)، ولی کاملا در درک معماری و ساخت و ساز معاصر ایران میتواند راهگشا باشد.
برگرفته از سایت آرونا

ادامه مطلب




در طراحی و آنالیز با نرم افزار ETABS در ساختمان های بتنی با قاب خمشی ویژه رعایت نکات زیر ضروری است
