ساختمان پلاسکو تهران...

ساختمان پلاسکو یکی از قدیمی ترین‌ ساختمان‌های تهران صبح امروز به دلیل آتش سوزی فروریخت.

به گزارش عصر ایران، ساختمان پلاسکو از معروف ترین ساختمان توزیع عمده انواع پوشک به ویژه پوشاک مردان تهران بود.از این ساختمان به عنوان اولین ساختمان مدرن و مرتفع در تهران یاد می‌شد. این مرکز خرید از یک ساختمان ۱۷ طبقه تشکیل شده بود. کار بنای این ساختمان در سال ۱۳۴۲ به پایان رسید.

 

هرآنچه که باید در مورد پلاسکو بدانید

 

این ساختمان به سبك ساختمان‌هاي آمريكايي در تهران ساخته شد. اين ساختمان كه بلندترين ارتفاع تهران محسوب مي‌شد، به سرعت گروه كثيري را به خود جذب كرد، سوار شدن بر آسانسورهاي بزرگ آن و تماشاي تهران كه از پنجره‌هاي بزرگ رستوران طبقه بالا ديده مي‌شد دلمشغولي مردمي بود كه براي ديدن شهر از سطح بالا در آن روزها مدام اتوبوس‌هاي دوطبقه سوار مي‌شدند و در طبقه بالاي آن مي‌نشستند، فقط به قصد سياحت. پلاسكو كه در ضلع غربي خود جاي بزرگي براي آگهي‌هاي نئون تعبيه كرده بود 16 طبقه داشت و دو طبقه زيرزمين و 4 نوع آسانسور، يك ساختمان تجاري بود كه در هر طبقه آن 20 واحد قرار داشت.

 

در ابتداي دهه چهل واحدهاي تجاري اين ساختمان به صورت قسطي به 450 هزار ريال واگذار مي‌شد (ماهانه 10 ريال). در سال 1354 هژبر يزداني سرمايه‌دار معروف اين ساختمان را از حبيب القانيان به 200 ميليون ريال خريد. از جمله اتفاق‌هاي مهم در اين ساختمان چندين خودكشي پرسر و صدا بود. 

در سال 1358 اين ساختمان با حكم دادگاه مصادره شد و به تملك بنياد مستضعفان درآمد.

افسانه کهن لرستان( افسانه امیل و ممیل)

امیل وممیل دوبرادر زمستانی هستند ودو نفس دزد وآشکار دارند."امیل"برادر بزرگتر و دارای نفس "دزد"روز45 زمستان در اثر سرمای زمستان هویدا می گردد.و "ممیل"برادر کوچکتر دارای نفس "آشکار"روز55زمستان که هوا کمی بهتر میشود خود را نشان می دهد.45روز که از زمستان میگذرد"امیل"(چله بزرگ)به کوه می رود وزیر سنگ سیاه وبزرگی می نشیند.در این موقع سنگ سیاه بر روی او می افتد و"امیل"قادر به بلند کردن سنگ وبیرون کشیدن خودش نیست.
پس همانطور زیرسنگ می ماند.پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل"(چله کوچک)بفکر برادرش می افتد وپیش خود می گوید نکند در کوه برای برادرم"امیل"اتفاقی افتاده باشد؟از این رو برای پیدا کردن برادر خود به کوه می رود.

Image result for ‫افسانه کهن لرستان‬‎
در این زمان (روز چهارم تا شانزدهم بهمن)طبق باور مردم هوا خیلی سرد می شود که آن را "ششله شش"(shashela_shash)می گویند.یعنی تلاقی بین شش روز بعداز رفتن "ممیل"به دنبال برادرش که این 12روز هوا بسیار سرد می شود"ممیل"بعد ازجستجوی فراوان برادرش "امیل"را در حالیکه تخته سنگی بر رویش افتاده پیدا میکند.خود رابه کنار او می رساند وهرکاری می کند نمی تواند تخته سنگ راجابجا کندتابرادرش نجات دهد.ار آنجا که"امیل"دارای قدرت سرمای زیادی است،"ممیل این قدرت را حس می کند.از این به برادرش "امیل"میگوید:
اگر من جای تو بودم کاری میکردم تا "دایا دور تاوه هشکش بزنه و ریش اسبی د لو تژگاه(پیرزن کنار تنور از سرما بزنه وپیرمرد کنار اجاق).
"امیل در جواب می گوید:خودت چرا کاری نمی کنی که در اثر سرما پیرزن درکنارساج وپیرمرد در کنار آتش یخ ببندد وخشک شوند.
"ممیل"می گویند:آخر《لم شوره بهار دوممه》یعنی باران بهار دنبالمه و هرکاری بکنم بی فایده است.
"ممیل"هرچه تلاش می کند که"امیل"را نجات دهد نمی تواندوچون "امیل"سرمای او را ندارد ومریض می شود و هردو برادر درکنار هم چند روزی راسپری می کنند تا اینکه بعداز60روز (پایان دو چله)از زمستان هر دو می میرند و بعدا چندی ((دآشو))_{[dasho مادرشان]} که پیر زن کهن سالی است بالای سرشان می آید و همین که جسد مرده دو پسرش روبرو می شود فریاد می زند :
امیل مرد وممیل مرد دل وه کی بکنم خش،سر چومتی بیارم وعالمه بزنم تش.
(حالا که امیل وممیل مردن به کی دلخشون کنم؟پس باید مشعلی بردارم ودنیا را به آتش بکشم)سپس مشعلی روشن برداشته در هوا می چرخاند وبه سمت دنیا پرتاب می کند.
در لرستان زمانی که هوا رو به گرمی می رود مردم می گویند :داشو (مادر امیل وممیل)در حال چرخاندن مشعل روشن در هوا می باشد.

برج عظیم  آذربایجان ،باکو

برج 1050 متری قرار است در مجموعه از جزایر مصنوعی در ساحل جمهوری آذربایجان در دریای خزر ساخته شود. ساخت این مجموعه بزرگ در جزایر مصنوعی 100 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. این مجموعه در جنوب غرب شهر باکو پایتخت آذربایجان ساخته می شود.
جزئیات جدیدی درباره طراحی برای ساخت مرتفع ترین برج جهان در ساحل دریای خزر منتشر شده است.
ساخت این برج به طول 1050 متر در ساحل دریای خزر در جمهوری آذربایجان ، دو میلیارد دلار ، هزینه در پی خواهد داشت.
مرتفع ترین برج جهان 189 طبقه خواهد داشت و به عنوان بخشی از مجموعه بزرگتر جزایر مصنوعی در ساحل جمهوری آذربایجان در دریای خزر ساخته می شود.
طرح اولیه ، شامل برجی به طول 560 متر بود اما در بررسی های بعدی ، طول این برج به 1050 متر افزایش یافت تا 200 متر از برج خلیفه دبی (طولانی ترین برج موجود در جهان) و 50 متر از برج طراحی شده به نام برج پادشاهی در شهر جده عربستان سعودی بلندتر باشد.
برج 1050 متری قرار است در مجموعه از جزایر مصونی در ساحل جمهوری آذربایجان در دریای خزر ساخته شود. ساخت این مجموعه بزرگ در جزایر مصنوعی 100 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. این مجموعه در جنوب غرب شهر باکو پایتخت آذربایجان ساخته می شود.
مجموعه شرکت های اویستا ، پیمانکار این مجموعه هم اعلام کرد ساخت برج را در سال 2016 آغاز می کند و 2019 زمان پایان ساخت برج اعلام شده است.
این مجموعه شامل 41 جزیره به مساحت دو هزار هکتار و آماده میزبانی از یک میلیون نفر خواهد بود.
در این مجموعه از جزایر مصنوعی ، برج ها و آسمان خراش های دیگری نیز ساخته خواهد شد که 25 تا 60 طبقه خواهند داشت.
جزایر مصنوعی شامل 150 مدرسه ، 60 بیمارستان، مراکز خرید، دانشگاه ها و پیست های مسابقات اتومبیل رانی فرمول وان خواهند بود تا شهری با امکانات کامل مستقر شود

هاشمی رفسنجانی درگذشت...

آیت‌الله هاشمی از شخصیت‌های باسابقه انقلاب اسلامی دقایقی پیش بر اثر عارضه قلبی درگذشت.بر اساس آخرین اخبار واصله، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که غروب امروز در پی عارضه قلبی در بیمارستان بستری شده بود، دقایقی پیش دار فانی را وداع گفت.

فوری/آیت الله هاشمی رفسنجانی بر اثر سکته قلبی بستری شد / مردم دعا کنند

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب
 بسم‌الله الرحمن الرحیم
با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی، و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم. فقدان همرزم و همگامی که سابقه‌ی همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام می‌رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواریها و تنگناها که در این دهها سال بر ما گذشت و چه همفکریها و همدلیها که در برهه‌های زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید. هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سالها، تکیه‌گاه مطمئنی برای همه‌ی کسانی که با وی همکار بودند به ویژه برای اینجانب به شمار می‌آید. اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ی خناسانی که در سال های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره برداری از این تفاوت های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.
او نمونه‌ی کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پر خطر و پر افتخار بود.
سال ها زندان و تحمل شکنجه های ساواکم و مقاومت در برابر این همه و آن گاه مسئولیت های خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگ های درخشان زندگی پر فراز و نشیب این مبارز قدیمی است.
با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی شناسم که تجربه ای مشترک و چنین دراز مدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ ساز به یاد داشته باشم.
اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ی الهی با پرونده‌ای مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همه‌ی ما مسئولان جمهوری اسلامی است.
غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا می‌کنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض میکنم .

                                                                                             سید علی خامنه ای

بار کج به منزل نمیرسد!

شنیده ها حاکی از ثمر دادن انتقادهای بجا از عملکرد برخی نیروهای غیر انقلابی و دزدان آبروی بدنه تعلیم و تربیت و آغاز برخورد جدی با آنها میباشد و این مهم را میتوان نقطه عطفی در بهبود شرایط آموزشی و رعایت عدالت و نظم برشمرد.

آنجا که عده ای با صدور دیپلم یک شبه برای افراد بی سواد مال اندوزی نموده و ره صد ساله را یک شبه طی میکردند نه تنها حقوق دانش آموزان که به عرق جبین و زحمت بسیار مدارج علمی را طی مینمودند پایمال کرده بلکه با صدور دیپلم های یک شبه و بعضا قانونی موجبات هتک حرمت بدنه آموزش و پرورش و اقشار تلاشگر فرهنگی را بوجود اورده که به حول و قوه الهی و با پیگیری های سربازان گمنام امام زمان عج برخی متخلفین دستگیر و برخی شان هم متواری شدند، اگر چه این اقدام دیر موقع موجبات خورسندی بسیاری را فراهم آورد اما انتظار میرود در ادامه مسببین اصلی و سرشاخه های اصلی این باند مخوف که در بعضی مشاغل اداری و در اداره آموزش و پرورش شرف حضور دارند و از مدیران خودفروخته اند دستگیر و مجازات شوند تا همچون گذشته دامن پاک نیروهای خدوم و زحمت کش تعلیم و تربیت از ناپاکی و ناهنجاری های اداری محفوظ بماند و دمل چرکین دیپلم های یک شبه با حذف مدیران فاسد و نالایق از بیخ و بن برداشته شود.(ان شاءالله)

*************************************

ادامه نوشته

نامه ای به خدا(ماجرایی واقعی)

نامه واقعی به خدا ( این نامه هم اکنون در موزه گلستان نگهداری میشود)

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه ،دانش اموزی در مدرسه ی مروی تهران بود و بسیار بسیار آدم فقیری بود. یک روز نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد. نامه ی او در موزه ی گلستان تهران تحت عنوان "نامه ای به خدا" نگهداری می شود. مضمون این نامه : بسم الله الرحمن الرحیم خدمت جناب خدا ! سلام علیکم ، اینجانب بنده ی شما هستم. از آن جا که شما در قران فرموده اید : "و ما من دابه فی الارض الا علی الله رزقها" «هیچ موجود زنده ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده ی من است.» من هم جنبنده ای هستم از جنبندگان شما روی زمین. در جای دیگر از قران فرموده اید : "ان الله لا یخلف المیعاد" مسلما خدا خلف وعده نمیکند. بنابراین اینجانب به چیزهای زیر نیاز دارم : ۱ - همسری زیبا و متدین ۲ - خانه ای وسیع ۳ - یک خادم ۴ - یک کالسکه و سورچی ۵ - یک باغ ۶ - مقداری پول برای تجارت ۷ - لطفا بعد از هماهنگی به من اطلاع دهید. مدرسه مروی-حجره ی شماره ی ۱۶- نظرعلی طالقانی نظرعلی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ می گوید،مسجد خانه ی خداست. پس بهتره بگذارمش توی مسجد. می رود به مسجد در بازار تهران(مسجد شاه آن زمان) نامه را در پشت بام مسجد در جایی قایم میکنه و با خودش میگه: حتما خدا پیداش میکنه! او نامه را پنجشنبه در پشت بام مسجد می ذاره. صبح جمعه ناصرالدین شاه با درباری ها می خواسته به شکار بره. کاروان او ازجلوی مسجد می گذشته، از آن جا که (به قول پروین اعتصامی) "نقش هستی نقشی از ایوان ماست آب و باد وخاک سرگردان ماست" ناگهان به اذن خدا یک بادتندی شروع به وزیدن می کنه نامه ی نظرعلی را از پشت بام روی پای ناصرالدین شاه می اندازه. ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور می دهد که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد، و نظرعلی را به کاخ فرا می خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند دستور می دهد همه وزرایش جمع شوند و می گوید: نامه ای که برای خدا نوشته بودید ،ایشان به ما حواله فرمودند پس ما باید انجامش دهیم. و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی یک به یک اجراء شود. این نامه الآن در موزه گلستان موجود است و نگهداری می شود. این مطلب را میتوان درس واقعی توکل نامید. یادت باشه وقتی میخوای پیش خدا بری فقط باید صفای دل داشته باشی.

ستون CFT چیست؟

تاریخچه مختصر CFT

پس از اینکه ساز ه های CFT عملکردی مناسبی در رفتار سازه ای از خود نشان دادند به تدریج گرایش به سمت استفاده از این سیستم در ساختمان ها شکل گرفت، تاجایی که از اوایل دهه هفتاد میلادی کشورهایی همچون آمریکا و ژاپن با سرمایه گذاری های سنگین در حوزه تحقیقاتی به صورت جدی به این صنعت ورود کردند. یکی از این پروژ ههای تحقیقاتی که بودجه چند ده میلیون دلاری بدان اختصاص داده شده است به صورت مشترک بین دو کشور آمریکا و ژاپن از سال ۱۹۹۴ میلادی تاکنون در محل مرکز تحقیقات ساختمان ژاپن به اجرا درآمده است.

CFT Structure

CFT چیست؟

ساز ه های ConcreteFilledTube) CFT) ، متشکل از تیرهای I و H شکل است که به ستو نهای مرکب متصل می شود. ستون های مرکب در این سیستم مقاطع بسته فولادی هستند که به وسیله بتن پر می شوند. این سازه ها در ایران مورد ارزیابی و تایید مرکز ملی تحقیقات ساختمان و مسکن وزارت راه و مسکن و شهرسازی قرار گرفته است. طبق آیین نام ههای بین المللی سیستم CFT برای ساختما نهای ۱ تا ۸۰ طبقه مناسب می باشد.

ادامه نوشته

اشکالات اجرایی اسکلت های بتنی

اشکالات مرسوم در اجرای اسکلت های بتنی

١- عدم نصب سنجاقک ( ستون )  

٢- کاهش سطح ستون و ایجاد برون محوری (ستون)

٣-زنگ زدگی آرماتورها

۴-فاصله اولین خاموت تا سقف یا کف

۵- ناشاقولی ستون ها

۶-دال پله ( کم بودن فاصله شبکه بالا و پایین -نداشتن خم -مهار نشدن آرماتور ها در تیر – اشکال هندسی و معماری )

٧-خوابیدن آرماتور های تیرهای روی قالب – نداشتن کاور در پایین

٨- عدم اجرای درز انقطاع

٩- زیاد بودن فاصله خاموت ها

١٠- کرمو بودن بتن سقف ، ستون و تیر

١١-کافی نبودن مقاومت بتن

١٢- تخریب ( دخل و تصرف ) در سازه بتنی

١٣ – کافی نبودن طول آرماتور انتظار

١۴- نامرتب بودن خاموت های تیر

١۵ – عدم اجرای سنجاقک ( s ) در تای بیم ها

زلزله فاریاب کرمان را لرزاند.

زمین لرزه ای به بزرگی 4.7 در مقیاس ریشتر فاریاب کرمان را لرزاند.شایان ذکر است علاوه بر این زمین لرزه چند زمین لرزه دیگر در فواصل زمانی کوتاه رخ داد که بشرح زیر میباشد:

زمین لرزه ای به قدرت 3.7 دهم ریشتر در ساعت 15:48 دقیقه در فاریاب ثبت شده است. 

پس از این زمین لرزه، زلزله دیگری ساعت 15 و 56 دقیقه به قدرت 4.4 ریشتر، در فاریاب استان کرمان به ثبت رسید. این زمین لرزه در عمق 11 متری زمین رخ داده است.  

کرمان روی خط زلزله/ فاریاب 5 بار لرزید

زمین لرزه بعدی به قدرت 4.7 ریشتر بود پس از آن زمین لرزه دیگری در ساعت 16:12 و به قدرت 3.9 ریشتر ثبت شده است. 

در آخرین زمین لرزه نیز که در ساعت 16 و 12 دقیقه ثبت شده قدرت زلزله 3.9 ریشتر بوده است.

پروین اعتصامی پیشگوی این روزهای ایران...

پروین اعتصامی پیشگوی این روزهای ایران...

 

اینجا ایران است مهد علم و دانش و کشور مولا علی که مسئولانش شکم باره نبوده و از فرط ضعف و گرسنگی زردی چهره هاشان نمایان گشته و از بسیاری رسیدگی به امور مردم موهاشان سپید و چهره هاشان رنجیده شده... اما جدای از کنایه ها فاجعه ای که در شهر و دیارمان قابل رویت بود تنها تلاش عده ای برای بقا و زندگی نبود بلکه فریاد ملتی از سر بی عرضه گی مسئولان خرد و کلان میباشد، مسئولانی که اگر صدای فریاد و اعتراضی بشنوند در نطفه خفه اش میکنند و آرمان امام راحل را در پس تجملات واهی و تزیینات گرانقیمت مقبره اش  پنهان کرده و تاریخ تحریف شده معمای شاه را با حماقت بی پایان نمایش میدهند ، غافل از آنکه ثانیه به ثانیه فیلم مذکور بی کفایتی و تن پروری مسئولان فعلی را فریاد میزند تا انجا که در عهد حاضر به روایت تاریخ روی احمد شاه قاجار و اربابان بهشت فروش کلیساها را سفید کرده و با بی کفایتی شان چنان ضربه ای به دین و اعتقادات وارد آورده اند که صدای گریه های مولا علی در چاه بیشتر از پیش شنیده میشود و افسوس که در این وانفسا همین خائنین به ملت داعیه علی دوستی شان گوش فلک را پر نموده است.

 

این فاجعه در روستایی پرت در گوشه ای دور از کشور رخ نداده است و اولین مرتبه مشاهده این صحنه هم نیست ، اینها یکی از هزاران هزار کارتن خواب و بی سرپناه ایرانی واینجا گورستانی در یک ساعتی تهران است، ام القرای اسلام. پایتخت کشوری که دست سخاوتش حتی تا آمریکای لاتین رفته و برای بولیویایی و اکوادری سرپناه ساخته و آستین بالا زده تا حلب را از نو آبادان نماید .حالا هموطن خودش جایی بهتر از قبر پیدا نکرده است

ما که با نام و نشان می نویسیم، چراغ مان در این خانه می سوزد. دلمان با این نظام است و تن مان می لرزد از سست شدن باور مردم. سقف این خانه بریزد روی سر همه مان می ریزد. اندکی از قیل و قال دعواهای سیاست کم کنید و به مردم نگاه کنید. به همین مردم نجیب و صبور. به همین مردم که هنوز وفادارند و دل در گرو این آب و خاک دارند. این مردم کجا کم گذاشتند؟ در جنگ تحمیلی؟ راهپیمایی؟ انتخابات؟ تحمل تحریم؟ 

 گور خواب ها! روی من سیاه است اگر ننویسم...

کاش در میان انبوه بخشنامه های کم حاصل، یک نفر نامه مولا علی (ع) به عثمان به حنیف عامل بصره را برای مسئولان و مدیران بفرستد. آنجا که می نویسد: (( هيهات كه شب با شكم انباشته از غذا سر بر بالين نهم و در اطراف من شكم هايى گرسنه و جگرهايى تشنه باشد. آيا چنان باشم كه شاعر گويد:و حسبك داء آن تبيت ببطنة / و حولك اكباد تحنّ الى القدّ (تو را اين درد بس كه شب با شكم سير بخوابى و در اطراف تو گرسنگانى باشند در آرزوى پوست بزغاله اى) آيا به همين راضى باشم كه مرا اميرالمؤمنين گويند و با مردم در سختي هاى روزگارشان مشاركت نداشته باشم؟ يا آنكه در سختى زندگى مقتدايشان نشوم ؟ ))

***********

بخشی از سخنان امام خمینی که این روزها جای خالی اش شدیدا احساس میشود:

((  آقا من اعلام خطر می کنم، ای ارتش ایران! من اعلام خطر می کنم ای سیاسیون ایران! من اعلام خطر می کنم، ای بازرگانان! من اعلام خطر می کنم، ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر می کنم، ای فضلا! ای طلاب ! ای مراجع! ای آقایان! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای تهران! ای شیراز! من اعلام خطر می کنم، خطردار است، معلوم می شود زیر پرده چیزهایی است و ما نمی دانیم. در مجلس گفتند نگذارید پرده ها بالا برود، معلوم می شود برای ما خواب ها دیده اند. از این بدتر چه خواهند کرد. نمی دانم از اسارت بدتر چه از ذلت بدتر چه؟ چه می خواهند با ما بکنند. چه خیالی دارند اینها.))

((این قدر انباشته است مطالب، این قدر مفاسد در این مملکت زیاد است که من با این حالم، با این سینه ام، با این وضعم نمی توانم عرضه بکنم، نمی توانم مطالب را به آن مقداری که می دانم به عرض شما برسانم؛ لکن شما موظفید به رفقایتان بگوئید، آقایان موظفند ملت را آگاه کنند، علما موظفند ملت را آگاه کنند، ملت موظف است که در این امر صدا در بیاورد، با آرامش عرض برساند، به مجلس اعتراض کند، به دولت اعتراض کند))

 

**اینجاست که میشود زمزمه پروین را شنید که :

 

آن پارسا که ده خرد و ملک رهزن است                   آن پادشه که مال رعیت خورد گداست

 

 علی موحدی نیا